صبح که از خانه خارج میشوی و از دکه های روزنامه فروشی عبور میکنی و چشمت که به صفحه اول روزنامه ها می افتد و از روزنامه ای خوشت می آید و آن را میخری همه جادوی رسانه است.
آنچه طی سالهای اخیر در جامعه سیاسی ایران شاهد آن هستیم،نشان از ظهور افراط و گشاده نویسی در مطبوعات دارد.یکی از اصول تحلیل سیاست حفظ خط قرمز ها است.اما متاسفانه رسانه ها به سنگر گروه ها و احذابی بدل شده اند که هرکدام سعی در زدن برجک طرف های دیگر را دارد.البته شاید مواضع گروه های سیاسی چندان نسبت به یکدیگر خصمانه نباشد اما این مسئله نیز شفاف است که رسانه ها به طور کامل در دست اشخاص و مدیران اصلی و گروه ها نبوده و نیستند.البته وجود رقابت سیاسی امری طبیعی و مفید است اما این مسئله تا جایی مفید شمرده میشود که همه پشت یک سنگر باشند و رقابت آنها برای رسیدن به یک مقصد واحد باشد.در غیر این صورت رقابتی وجود ندارد و آنچه در جریان قرار میگیرد یک نبرد رسانه ای است که ممکن است دامنه آن به میان اقشار مردم کشیده شود.اما باید توجه کرد آنچه مورد نظر است اصل بیان مطبوعات نیست بلکه نحوه بیان آن است.
برای مثال:وقتی رییس جمهور روحانی با رییس جمهور اوباما تماس تلفنی برقرار میکند رسانه ها دست به کار میشوند تا یک اتفاق تاریخی را ثبت کنند.تیتر روزنامه ها میتوان به صورتهای مختلفی گزارشگر این مسئله باشد.که نمونه هایی را بیان میکنیم:
رژیم اسراییل به دلیل کمبود عمق استراتژیکی سرزمین خود،با یک بحران سهمگین امنیتی روبرو است.با این حال این رژیم از ابتدای تاسیس تا کنون دست به اقداماتی زده است تا به نحوی به این بحران خاتمه دهد یا حداقل تا حدودی آن را تعدیل نماید که جنگ های اعراب و اسراییل مخصوصا جنگ های قبل از 2000 و پیش از ظهور حزب الله،دلیلی بر این مدعاست.صهیونیست ها از بدو تاسیس حکومت خود تا قبل از 2000 توانست یک فضای نسبتا امنیتی را برای شهرهای مهم خود تظیر تل آویو،اشلون و حتی حیفا ایجاد نماید که این فضای امنیتی مدیون جنگهای 1947 و 1967 اسراییل است که به دنبال آن لبنان به اشغالگری اسراییل تن داد و جولان سوریه تحت سیطره این رژیم منحوص در آمد.
با مطالعه تاریخ جنگ اعراب و اسراییل انسان بر این باور میرسد که گویا هر آنچه اعراب را برای حمله به اسراییل تحریک مینمود،خود عامل شکست ارتشهای عربی شد.به عبارت دیگر،احتمالا حملات مکرر اعراب به اسراییل پیش از 2000یک سناریوی اسراییلی برای پیشروی این رژیم در سرزمین های عربی و محکومیت اعراب در تجاوز به این کشور بود.اما در هر صورت این مسئله واضح است که حمایت بی دریغ دولت های بزرگ از اسراییل این ژیم قاصب را صاحب اراضی وسیعی از سرزمین های عربی نمود.اسراییل اکنون 27هزار مساحت دارد که بنا به آنچه سازمان ملل متحد میگوید،این رژیم باید تاکنون7 هزار کیلومتر از این اراضی را تخلیه کرده باشد.اما رژیم صهیونیستی همچنان بر تملک بر آنها اسرار ورزید است و تاکنون با حفظ آنها توانسته است خصارات جنگ با حزب الله لبنان و حماس و جهاد و گروه های فلسطینی را کاهش دهد.
به نوعی بحران هایی که اسراییل با آنها سر و کار دارد فضایی را برای تقابل های بین دولت ها بوجود آورده است که درصورت وقوع جنگ توان نظامی اسراییل دخالت چندانی در روند جنگ نخواهد داشت.علاوه بر بحران های اجتماعی و عدم برخورداری این دولت از مردمی استوار و برخورداری از بافت جمعیتی مصنوعی در شرایط جنگ،عامل کمبود ارتفاع شهر های مهم اشلون و تل آویو نسبت به کرانه باختری،بحرانی تاثیر گذار بر نتیجه جنگ احتمالی خواهد بود.
وجود ارتفاعات متعدد در کرانه باختری به نوعی سایه ای است بر سر شهرهای باختری فلسطین اشغالی که از این رو است که صهیونیست ها شهرک سازی در این مناطق را به حالت تعلیق در آورده اند.از طرفی اسراییل تاکنون مواضع دفاعی خود و سامانه های پدافندی خود را در خاور مستقر نموده است و چرا که بر این باور است که جبهه جنگی در کرانه باختری پدیدار نخواهد شد.
سخنان مقام معظم رهبری در رمضان سال 93 مبنی بر پیشنهاد تسلیح کرانه باختری ،توانسته است،اسراییل را تا حدود زیادی در درگیر و سرگرم مسائل ایران کند تا به نحوی با انزوای جمهوری اسلامی ایران،امنیت خود را تا حدود زیادی تامین نماید.تسلیح کرانه باختری به منزله محاصره یک سگ هار است در یک قفس آهنی است که دو تیجه در پی خواهد داشت.
1-افزایش فشارهای بین المللی بر اسراییل برای عقب نشینی از مناطق اشغال شده در جنگ های 1945 و 1967:
2-افزایش نارضایتی های داخلی و تسلیم رژیم صهیونیستی در برابر قطعنامه های پیاپی سازمان ملل و تن دادن به قوانین بین المللی:رژیم صهیونیستی از نظر سازمان ملل متحد یک جنایتکار جنگی شناخته شده است اما هیچگاه حاضر به همکاری با لاهه نبوده است وجنایتکاران جنگی خود را برای محاکمه به سازمان ملل معرفی نکرده است که نارضایتی های عمومی میتواند این رژیم را به انجام این اقدام مجبود کند.
از این رو آنچه اسراییل تاکنون بر آن باور داشته مصالحه با اعراب و مسلمانان بوده است و این رژیم تنها به این واسطه توانسته است بر سرزمین های اشغالی مسلط شود.این در حالی است صهیونیست ها چندان هم مایل به صلح با اعراب نبوده و نیستند و در راه هدف خود یعنی تحقق اسراییل بزرگ حاضر به صلح با همه نژاد ها شده اند.باید دانست چنانچه اسراییل بخواهد ،به هدف نهایی خود برسد،تنها یک آشوب و بلوا در سرزمین های اسلامی قادر است زمینه را برای ورود اسراییل و صحنه و بدست گرفتن ابتکار عمل جدی فراهم نماید و اینجاست که قوانین بین المللی تسلیم اسراییلی خواهند شد که امنیت را دوباره به خاور میانه بازخواهد گرداند.
نتیجه:عقب نشینی اسراییل از سرزمین های اشغالی 1967 و 1945 به منزله نابودی رژیم صهیونیستی است و اسراییلی ها هیچگاه به این اقدام تن نخواهند داد.بلکه به دنبال رسیدن به هدف خود صبور خواهند بود و تلاش خواهند کرد تا آشوب داعش به پشت دیوار های بتنی اسراییل برسد و دولت های عربی مزمحل شوند و وحدت جامعه اعراب به طور کامل از هم گسسته گردد و داعش با خروج از عراق و سوریه و به آتش کشیدن لبنان و اردن و مرزهای مصر و لیبی، خاورمیانه را به خطرناک ترین منطقه جهان تبدیل کند و سرانجام اسراییل بعنوان منجی خاورمیانه و ملتهای عربی،ظهور نموده و با پیشروی نقطه به نقطه و کشور به کشور،بستری برای تثبیت حکومتی یهودی را فراهم آورد که مرزهای آن نیل تا فرات را در نور دیده باشد.
این وبسایت در سال 90با هدف فعالیت در زمینه علوم انسانی آغاز به فعالیت نمود.مطالب موجود در وبلاگ تا حدود زیادی جامع گفتمان ها و موضوعات علوم انسانی را شامل میشود.کلیه مقالات موجود در وبلاگ نگارش شده توسط نویسنده و مالک سایت صورت گرفته است.
یکی از امکانات ویژه این وبسایت امکان طرح سوال توسط مخاطبان است.مخاطبان ما میتوانند از طریق این بخش طرح سوال ،سوالات خود را در موضوعات سیاسی و جغرافیای سیاسی(ژئوپلتیک)مطرح نمایند تا پاسخگویی به آن از همین طریق صورت گیرد.