سلام علیکم
کتاب بحران ساختگی نام کتابی است که جدیدا منتشر شده و مضمون اصلی آن پرونده هسته ای ایران وهمه کشمکش هایی است که از سال هشتاد و یک تا کنون در پی داشته است
پیشنهاد میکنم اگر قادر به مطالعه کل کتاب نیستید مقدمه و چکیده آن را حتما مطالعه کنید
پورتر در این کتاب توضیح می دهد که چگونه کشورهای غربی ایران را از حقوقش برای در اختیار داشتن فناوری صلح آمیز هسته ای محروم کردند و هم زمان تلاش نمودند تا برنامه هسته ای کاملا صلح آمیز ایران را یک برنامه نظامی جلوه بدهند.
ایران هسته ای- ترجمه فارسی کتاب بحران ساختگی داستان ناگفته هراس از ایران هسته ای در خبرگزاری فارس رونمایی
به یاد داریم جنبش مردمی یمن توانست سقوط حکومت علی عبد الله صالح را در این کشور عملی سازد و این برگ برنده ای برای جریان مقاومت و دولتهای حامی مقاومت محسوب شد.اما با گذر زمان دستگاه صعودی سعی کرد انقلاب مردمی یمن را به نفع خود مصادره کند که این نتیجه جنگ سرد منطقه ای میان عربستان ایران و عربستان محسوب میشد.به مرور زمان این مسئله احساس شد که کسانی در یمن بر سر کار آمدند که گرایش زیادی به صعودی داشتند و مورد حمایت آنها بودند.همین امر رهبران جنبش را بر این داشت تا نسبت به حاکمان خود بد گمان شوند و سرانجام هادی منصور خود را مورد حمایت صعودی دانست و در مقابل جنبش انصار الله ایستاد تا ثابت کند،حکومت منصور هادی با عبد الله صالح متفاوت است.او در یک انتخابات سالم،کرسی ریاست جمهوری را به دست گرفت.منصورهادی گفتمان اصلاحات را مطرح کرد اما علی رغم حفظ ساختار اصلی حکومت همچنان مورد حمایت صعودی باقی ماند و نتوانست قدمی برای پیشبرد اصلاحات بردارد.منصورهادی گفتمان خود را تحت عنوان گفتمان ملی مطرح ساخت اما شعارهای او رنگو بوی اصلاحات به خود داشت.این در حالی است که او نتوانست حتی کوچکترین اصلاحاتی انجام دهد.از این گذشته گفتمان ملی را نیز به حال خود واگذاشت.از آنجا که حکومت هادی تحت حمایت صعودی ها بوده است،صعده بزرگترین درد سر برای عربستان مطرح میشد.شیعیان صعده کسانی هستند که سالها مورد سرکوب جریانهای تکفیری مورد حمایت ال صعود قرار گرفته اند و درصورت ورود آنها به دولت و تحقق گفتمان ملی یمن دست عربستان از خاک یمن کوتاه میشود.از طرفی حقوق اجتماعی حوثی ها نسبت به عشایر و افراطیون سنی و تکفیری ها وابسته به عربستان بسیار ناچیز بوده است.
کسی ترور نماینده حوثیها در گفت و گوی ملی را از یاد نبرده است.اما این ترور در شرایطی صورت گرفت که امریکا و عربستان حوثی ها را عده ای تروریست میدانستند.یک طرح مهم دولت یمن برای تحقق گفتمان ملی فقیر سازی مردم بود.منصورهادی تصور داشت با فقیر سازی مردم،آنها را نسبت به اینده خود مسوولیت پذیر میکند و میتواند جنبش های اجتماعی را از بین ببرد.البته تلاش بیگانگان در سرکوب جنبش های اجتماعی قابل تامل است اما به هرحال بهانه تراشی برای مداخله امریکا در یمن و بهانه حضور القائده در یمن یک طرح قدیمی وشکست خورده محسوب میشد و نتوانست مانعی بر سر راه ملتی شود که از ظلمسالیان به ستوه آمده است.
با امنیتی شدن اوضاء یمن و احتمال مبارزات مسلحانه،نگرانی ها برای احتمال جنگ داخلی در یمن بالا گرفت.البته این موضوع واضح است که حوثی ها تا زمانی که حوثی بمانند،دست به اسلحه نخواهند برد.ولی ممکن است عده ای از حوثی ها جدا شوند و دت به اسلحه ببرند که البته این امر از دیدگاه رهبران این گروه امری ناپسند است.همانگونه که مشابه آن را در انشقاق اخوان المسلمین مصر و اردن دیده ایم.
سرانجام منصورهادی با وساطت ساطمان ملل استعفا داد و تشکیل دولت جدید را به مردم یمن واگزار کرد که این امر موجب شکست صعودی ها در مسئله یمن و شد.در پی سقوط دولت منصورهادی موج تبلیغات علیه ایران گسترش یافت و عده ای ایران را متهم به تلاش برای تشکیل امپراطوری نمودند و این نظریه مطرح شد که گویا ایران در پی ساختن یک شمشیر داموکلس دیگر بر سر یکی از همپیمانان امریکاست.همانگونه که پیش از این حزب الله،سوریه و مقاومت اسلامی فلسططین سه شمشیر داموکلس بر سر اسراییل شمرده میشدند که واکنش رهبر ومسئولان ایران را در پی داشت.به هرحال باید منتظرماند و دید که آینده یمن چه خواهد شد.باید این نکته را در نظر داشت که پیوستند دولت آینده یمن به جریان مقاومت و دوستی با دولت های مقاومت قادر است معادلات منطقه ای را دگرگون سازد.
یکی از محورهای اصلی پیام حضرت آیتالله خامنهای به حجاج بیتاللهالحرام، مسئلهی فلسطین و حملهی ۵۰ روزهی رژیم غاصب صهیونیستی به ملت ستمدیده غزه است. ایشان در این پیام شکست رژیم اشغالگر قدس در جنگ ۵۰ روزهی غزه را نمایشگاه ضعف و بیبنیگی و نشانهی اضمحلال و نابودی این رژیم دانستند. بیانات و مواضع ایشان را درباره جنگ ۵۰ روزه غزه به این شرح است
۵ درس از مقاومت ۵۰ روزه غزه
موضوع مهمّ دیگر مسئلهی فلسطین است. با گذشت ۶۵ سال از آغاز تشکیل رژیم غاصب صهیونیست و فرازوفرودهای گوناگون در این مسئلهی مهم و حسّاس و بخصوص با حوادث خونین سالهای اخیر، دو حقیقت برای همه آشکار شده است: اوّل آنکه رژیم صهیونیست و پشتیبانان جنایتکار آن، در قساوت و سبعیّت و پایمال کردن همهی موازین انسانی و اخلاقی هیچ حدّ و مرزی نمیشناسند. جنایت، نسلکشی، ویرانگری، کشتار کودکان و زنان و بیپناهان، و هر تعدّی و ظلمی را که از دستشان برآید برای خود مباح میشمرند و به آن افتخار هم میکنند. صحنههای گریهآور جنگ پنجاه روزهی اخیر غزّه، آخرین نمونهی این بزهکاریهای تاریخی است که البتّه در نیم قرن اخیر بارها تکرار شده است.
دوّمین حقیقت آن است که این سفّاکی و فاجعهآفرینیها نتوانسته است هدفِ سردمداران و پشتیبانان رژیم غاصب را برآورده سازد. برخلاف آرزوی احمقانهی اقتدار و استحکامی که سیاستبازان خبیث برای رژیم صهیونیستی در سر میپروراندند، این رژیم روزبهروز به اضمحلال و نابودی نزدیکتر شده است. ایستادگی پنجاه روزهی غزّهی محصور و بیپناه در برابر همهی توانِ بهصحنهآوردهی رژیم صهیونیست، و سرانجام، ناکامی و عقبنشینی آن رژیم و تسلیم شدنش در برابر شروط مقاومت، نمایشگاه آشکار این ضعف و ناتوانی و بیبُنیگی است. این بدان معنی است که ملّت فلسطین باید از همیشه امیدوارتر باشد، مبارزان جهاد و حماس باید بر تلاش و عزم و همّت خود بیفزایند، کرانهی غربی راه پرافتخار همیشگی را با قدرت و استحکام بیشتر پیگیرد، ملّتهای مسلمان پشتیبانی واقعی و جدّی از فلسطین را از دولتهای خود مطالبه کنند، و دولتهای
مسلمان صادقانه در این راه گام نهند. ۱۳۹۳/۰۷/۰۸
پیروزی ملت فلسطین در جنگ ۵۰ روزه، نشان داد که امت اسلامی میتواند از خود دفاع کند
یکى از مسائلى که در حج باید مورد توجّه قرار بگیرد، مسئلهى فلسطین است. مسئلهى فلسطین، مسئلهى اوّل دنیاى اسلام است. خوشبختانه در قضیّهى فلسطین، مسلمانان دست برتر را بتدریج پیدا کردند. شما نگاه کنید به این قضایاى جنگ پنجاه روزهى غزّه، ببینید چطور یک جمع محدود تهیدست فلسطینى - که نه سلاحهاى پیشرفته دارند، نه امکانات فراوان دارند، نه راه ارتباط و اتّصالى به اینطرف و آنطرف دارند؛ محصور - توانستند بر رژیم صهیونیستى که نماد قدرت غرب در منطقه است غلبه پیدا کنند، خواست خودشان را بر آنها تحمیل کنند، تلاش آنها را در حملهى به غزّه ناکام بگذارند؛ این نشاندهندهى این است که ما در درون خودمان قوى هستیم، ما توانایىهاى زیادى داریم، ما میتوانیم هرگونه دشمنى را به چالش بکشیم، ما میتوانیم از خودمان دفاع کنیم؛ قدرت خودمان را دستِکم نگیریم. قدرت اسلام، قدرت قرآن، قدرت ایمان، قدرت امّت اسلامى، قدرت بزرگى است؛ این قدرت را دستِکم نباید گرفت؛ این قدرت میتواند رفع ظلم بکند. ما قصد سیطرهى بر دنیا نداریم؛ ما قصد ردّ ظلم نظامهاى مستکبر - که به ملّتهاى مسلمان زور میگویند - و قصد رفع این ظلم را داریم؛ و میتوانیم این کار را بکنیم. ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
تسلیم رژیم صهیونیستی دربرابر شروط مقاومت، گواهی بر فروپاشی اقتدار غربیها
این جنگ اخیر ۵۰ روزهى غزه که واقعاً جزو نمونههاى معجزهآسا است. یک منطقهى کوچک، محدود، با توانایىهاى بسیار محدود، کارى بکند که رژیم صهیونیستى که نماد قدرت غرب در منطقه است، به زانو در بیاید؛ این اصرار کند بر آتشبس، آنها قبول نکنند آتشبس را؛ این مدام اصرار کند، آنها بگویند نخیر، شرط قبول آتشبس این چیزها است؛ و تا این چیزها حاصل نشد، آتشبس را قبول نکردند؛ این خیلى حادثهى مهم و قابل تحلیلى است. اینها نشان میدهد که اقتدار و برترى نظامى - سیاسى غرب، به معناى واقعى کلمه به چالش کشیده [شده]. امروز در دنیاى غرب این جمعبندى جمعبندى رایجى است که خیلى از افراد ذىنفوذ در غرب، معتقدند که «جنگ» دیگر یک گزینهى معتبر و باصرفه براى غرب نیست؛ امروز خیلى از سیاسیون در آمریکا - عمدتاً در آمریکا، و [نیز] در برخى از کشورهاى اروپایى - این را مطرح میکنند و میگویند که جنگ براى ما دیگر یک گزینهى باصرفه نیست، معناى این همین است که توانایىهاى نظامى و اقتدار نظامى - امنیتى غرب کاملاً به چالش کشیده شده. خب، قدرتهاى جدیدى هم که در آسیا و در شرق ظهور کردند - مثل قدرت چین، مثل قدرت هند، و امثال اینها - اینها هم ابعاد دیگر قضیه را روشن میکند. خب، این وضع منطقه و وضع جهان است و دلیلِ بر اینکه نظم قبلى جهانى دیگر قابل استمرار نیست که غربىها مدیریت جهان را به دست بگیرند. وضع جدیدى در حال شکلگیرى است که البته هنوز هم شکل نگرفته است. ۱۳۹۳/۰۶/۱۳
همهی مسلمانان موظفند با صهیونیستها مقابله و معارضه کنند
وظیفهاى که وجود دارد، مقابله و معارضهى با کسانى است که این ظلم، این ستم بزرگ تاریخى، این نسلکشى، این بىحیایى و بىشرمى در جنایت و آدمکشى، از آنها دارد سر میزند؛ که انسان واقعاً حیرت میکند از بىشرمىِ اینها، که براى کشتن مردم غیر نظامى توجیه و استدلال و منطق ارائه میدهند؛ اینقدر بىشرمند! براى کشتن بچههاى کوچک، کودکان معصوم و مظلوم استدلال مطرح میکنند؛ اینقدر اینها وقیحند! اینهایى که این جنایت را دارند میکنند، جانىاند، مباشرین جنایتند، اما فقط اینها تنها نیستند، امروز هرکسى از صهیونیستها حمایت میکند، اعم از مسئولین کشورهاى مستکبر مثل آمریکا و انگلیس و غیرهم، یا مجامع عمومى مثل سازمان ملل و امثال اینها، که به نحوى یا با سکوت خود، یا با اظهارات خود و بیانات خود و حرفهاى غیر منصفانهى خود، از اینها حمایت میکند، در این قضیه شریک جرم است. همهى دنیاى اسلام، همهى دولتهاى اسلامى، همهى آحاد ملتهاى مسلمان موظفند با اینها معارضه کنند، مقابله کنند، ابراز برائت کنند، از اینها ابراز نفرت بکنند، آنها را به خاطر این موضعگیرىها ملامت کنند، این وظیفهى عمومى است؛ باید آنها را منزوى کنند، و اگر میتوانند برخورد اقتصادى بکنند، برخورد سیاسى بکنند؛ این وظیفهى امت اسلامى است. ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
جنایاتی که دل هر بینندهای را سوزاند
آنچه امروز در مقابل چشم ما قرار دارد، قضایاى غزه و فلسطین است. چرا متجاوزان صهیونیست به صِرف اینکه دستشان به سلاح مخرب، به هواپیما، به موشک، به بمب و به آتش و باروت میرسد، به خودشان حق میدهند به مجموعهى یک کشور اسلامى، یک کشور مسلمان، اینجور تعرض و تجاوز کنند که دل هر بینندهاى را در دنیا میسوزاند. دیدید تظاهرات را در کشورهاى غربى؛ البته این به آن اندازهاى است که سانسورهاى پنهان تبلیغات عمومى اجازه میدهد که مردم مطلع بشوند. سانسورهاى پنهان نمیگذارند [مردم] حقایق را بفهمند. حقیقت بسیار تلختر و دلخراشتر است از آنچه رسانههاى دنیاى غرب از قضایاى غزه منعکس میکنند؛ درعینحال شما ببینید همین[قدر]، چطور دلهاى مردمى را در کشورهایى که از اسلام هیچ بهرهاى هم ندارند تکان میدهد؛ حادثه اینقدر تلخ است، اینقدر دلخراش است. ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
دولتهای اسلامی، از اختلاف نظرها برای حمایت از ملت مظلوم فلسطین صرف نظر کنند
پیام ما به دنیاى اسلام، به دولتهاى اسلامى این است که از توان خودتان، از توانایىهاى عمومى و ملى و دولتىِ خودتان استفاده کنید، از مظلوم حمایت کنید؛ بفهمانید به دشمنان که دنیاى اسلام در مقابل سبعیت و تجاوز آرام نمىنشیند؛ پیام ما به دولتهاى اسلامى این است. ما با همهى اختلافنظرهایى که ممکن است با برخى از دولتهاى اسلامى در زمینههاى گوناگون سیاسى و غیر سیاسى داشته باشیم، اما همه باید در این امر از همهى آن اختلافنظرها صرفنظر کنند. بخشى از امت اسلامى در قالب یک ملت مظلوم در چنگال یک گرگ خونخوار و خونریزى دستوپا میزند؛ همه باید به کمک او بشتابند؛ این حرف ما است. امروز مسئلهى غزه، مسئلهى اول دنیاى اسلام است. این [است] که پیغمبر فرمود: مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمُسلِم؛ اهتمام به این امر، در صدر اهتمامات همهى دنیاى اسلام باید قرار بگیرد. آحاد مردم، ملتها، دولتها بالخصوص، مسئولان کشورها، مسئولان دولتها بایستى همه به فکر بیفتند. ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
دولتهای اسلامی برای تامین نیازهای حیاتی فلسطین با هم همدست شوند
یک کار کمک به مظلوم است؛ که این کمک به مظلوم به معناى فراهم کردن امکانات حیاتى آنها است. امروز آنها به غذا احتیاج دارند، به دارو احتیاج دارند، به بیمارستان احتیاج دارند، به آب احتیاج دارند، به برق احتیاج دارند، به بازسازى منازلشان و شهرشان و مسکنشان احتیاج دارند، دنیاى اسلام موظف است اینها را فراهم کند. اینها به سلاح هم احتیاج دارند؛ دشمن میخواهد دست اینها را از سلاح خالى کند، تا هروقت اراده کرد و میلش کشید - سرِ یک بهانهاى یا بىبهانه - به اینها حمله کند؛ اینها هم هیچ نتوانند از خودشان عکسالعمل نشان بدهند؛ دشمن این را میخواهد. باید در مقابل این خواست ناحق دشمن، عزم دنیاى اسلام خودش را نشان بدهد. این کار اولى است که بایستى انجام بگیرد که کمک به مظلوم است؛ وَ لِلمَظلومِ عَونا؛ عون مظلوم باشید، کمک مظلوم باشید. این کمک، کمکى است که به عهدهى همهى دنیاى اسلام است. ما به دولتهاى مسلمان از همینجا - سفراى دولتهاى مسلمان اینجا حضور دارند - میگوییم: بیایید بر سرِ کمکرسانى به مردم غزه و غلبهى بر موانعى که رژیم صهیونیستى در سرِ این راه بهوجود آورده است، باهم همدست بشویم، باهم کار کنیم و انواع و اقسام کمکها را به اینها برسانیم. ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
مادران و کودکان غزه، مظلومترین مردم دنیا
امروز قضیهى اول جهان اسلام قضیهى غزه است؛ شاید بشود گفت قضیهى اول دنیاى انسانیت، قضیهى غزه است. سگ هارى و گرگ درندهاى به انسانهاى مظلوم حمله کرده است؛ چه کسى مظلومتر از کودکان معصومى که در این حملات جان خود را مظلومانه از دست دادند؟ چه کسى مظلومتر از مادرانى که فرزندان خودشان را در آغوش خودشان گرفتند و به چشم خود مرگ و پرپر زدن آنها را مشاهده کردند؟ رژیمِ غاصبِ صهیونیستِ کافر، دست به چنین جنایاتى زده است امروز در مقابل چشم بشریت و انسانیت؛ بشریت باید عکسالعمل نشان بدهد. ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
مجرمین نسلکشی غزه و پشتیبانان آنها باید محکوم و مجازات شوند
آنچه امروز سردمداران رژیم صهیونیست انجام میدهند، یک نسلکشى است؛ یک فاجعهى عظیم تاریخى است، و مجرم و پشتیبانان مجرم باید در سطح جهانى محکوم بشوند و باید مجازات بشوند. مجازات اینها چیزى است که سخنگویان ملتها و مصلحان عالم و دلسوزان عالم باید مطالبه کنند؛ مرور زمان هم شامل آن نمیشود. باید مجازات بشوند؛ چه در رأس قدرت باشند، چه آنوقتى که از قدرت برکنار شدند و سقوط کردند؛ هم مرتکبان این جنایات، هم آن کسانى که دارند علناً از اینها پشتیبانى میکنند که در خبرها میشنوید و مىبینید. ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
ایستادگی مردم غزه، میزان قدرت مقاومت ملتها را نشان داد
قدرت تحمل و مقاومتمردمى را که پاى حرف حق خودشان ایستادهاند، ببینیم. مردمى محصور از همهطرف، در یک نقطهى کوچک و محدود: دریا بهرویشان بسته، خشکى به رویشان بسته، مرزها تماماً به روى آنها بسته؛ آب آشامیدنىشان، برقشان، امکاناتشان غیر قابل اطمینان، همه از دشمنىِ دشمن و از حملهى دشمن و هیچکس هم به آنها کمک نمیکند. این مردم در مقابل یک دشمن مسلحِ خبیثِ بىرحمى مثل رژیم صهیونیست و رؤساى پلید و خبیث و نجس آن رژیم قرار گرفتهاند و آنها هم بدون هیچ ملاحظهاى شبوروز دارند میکوبند؛ [اما] این مردم ایستادهاند، مقاومت میکنند؛ این درس است. این نشان میدهد که قدرت مقاومت انسان، قدرت ایستادگى یک مادر که فرزند خود را در مقابل خود کشته میبیند [یا] یک زن که همسر یا برادر و پدر خود را زیر فشار میبیند، از آنچه ما در ذهن خودمان تصور میکنیم، بمراتب فراتر است. قدرت خودمان را بشناسیم. انسانها اینجور قدرتمندند، اینجور میتوانند ایستادگى کنند؛ که یک عده مردم - حدود یک میلیونوهشتصد هزار انسان - در چهارصد پانصد کیلومتر مربع زمینِ محصور و محاط، که باغشان را میزنند، دکانشان را میزنند، خانهشان را میزنند، راه تجارت روى آنها بسته است، راه دادوستد بسته است، اینجور هم مورد تهاجمند، در عین حال ایستادهاند؛ این نشاندهندهى مبلغ و میزان قدرت مقاومت یک ملت است. و من به شما عرض بکنم که سرانجام هم به توفیق الهى و به اذن الهى، اینها بر دشمن پیروز خواهند شد. کمااینکه تا همین حالا هم دشمن متجاوز، مثل سگ پشیمان است از کارى که انجام داده است، گیر کرده، نمیداند چه کار کند: برگردد، آبرویش میرود؛ ادامه بدهد، کار براى او روزبهروز سختتر میشود؛ لذا شما مىبینید آمریکا و اروپا و همهى مجرمان عالم دستبهدست هم دادهاند که این آتشبس تحمیلى را بر مردم غزه تحمیل کنند، براى اینکه او را نجات بدهند. تا الان هم گیرکرده، بعد از این هم همین [طور] خواهد بود. ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
همهی دنیای اسلام موظفند به تجهیز ملت فلسطین کمک کنند
سردمداران سیاسى استکبار میگویند باید حماس و جهاد را خلع سلاح کنیم. یعنى چه خلع سلاح کنیم؟ یعنى حالا اینها یک تعدادى موشک دارند که در مقابل حملات بىامان دشمن لااقل از خودشان مختصرْدفاعى بکنند، [اما] همین را هم باید از آنها بگیریم؛ اصلاً باید فلسطین - از جمله غزه - جورى باشد که هر وقت دشمن صهیونیست اراده کرد بتواند حمله کند، بتواند هر آتشى روشن کند، آنها هم اصلاً نتوانند از خودشان دفاع کنند؛ اینها این را میخواهند. رئیس جمهور آمریکا فتوا صادر کرده است که باید مقاومت خلع سلاح بشود! بله، معلوم است؛ میخواهید خلع سلاح شود تا همین مقدار ضربهاى را هم که در مقابل اینهمه جنایت وارد میکند، نتواند وارد کند؛ ما عرض میکنیم بهعکس، همهى دنیا و بخصوص دنیاى اسلام، موظفند هرچه میتوانند به تجهیز ملت فلسطین کمک کنند. ۱۳۹۳/۰۵/۰۷
ماهیت واقعی رژیم صهیونیستی، مبتنی بر خشونت و وحشیگری است
این ]مصائبى که بر مردم غزه امروز دارد میگذرد[ نشاندهندهى واقعیت رژیم صهیونیستى است؛ رژیم صهیونیستى این است؛ این به نظر من آن بخش نهچندان مهم مسئله است. رژیم صهیونیستى یک رژیمى است که از اولِ تولد نامشروع خود، بنا را گذاشته است بر خشونت آشکار، انکار هم نمیکنند؛ بنا را گذاشتند بر مشت آهنین، همه جا هم میگویند، افتخار هم میکنند، سیاستشان هم همین است. ... این واقعیت رژیم صهیونیستى است؛ علاجى هم ندارد جز از بین رفتن این رژیم. ... علاجش جز از بین رفتن و نابود شدن نیست؛ که اگر انشاءالله آن روز فرارسید و نابود شد، که چه بهتر؛ [اما] تا وقتى که این رژیم جعلى سرِپا است و نابود نشده است، علاج چیست؟ علاج، مقاومت قاطع و مسلحانهى در مقابل این رژیم است؛ در مقابلهى با رژیم صهیونیستى، باید از سوى فلسطینىها دست قدرت نشان داده بشود. ... تنها علاجى که تا قبل از نابودىِ این رژیم وجود دارد عبارت است از اینکه فلسطینىها بتوانند قدرتمندانه برخورد کنند؛ اگر قدرتمندانه برخورد کردند، احتمال اینکه طرف مقابل - که همین رژیم گرگصفتِ خشن است - کوتاه بیاید، وجود دارد؛ کمااینکه الان دارند با همهى توان دنبال آتشبس میگردند؛ یعنى بیچاره شدند. آدمکشى میکند، کودککشى میکند، قساوت بیرون از حد و اندازهى معقول بشرى نشان میدهد، اما در عین حال عاجز هم هست؛ یعنى در یک محذور، در یک گرفتارى سخت گرفتار است؛ لذا دنبال آتشبس است. لذا بنده عقیدهام این است، این اعتقاد ما است که کرانهى باخترى هم مثل غزه باید مسلح بشود. دست قدرت [لازم است]. کسانىکه علاقهمند به سرنوشت فلسطینند، اگر میتوانند کارى بکنند، کار این است؛ در آنجا هم باید مردم را مسلح کنند. تنها چیزى که ممکن است از محنت فلسطینىها بکاهد، عبارت است از همین که دست قدرت داشته باشند، بتوانند قدرتنمایى بکنند؛ والا با برخورد رام و مطیع و سازشکارانه، هیچ کارى به نفع فلسطینىها انجام نخواهد گرفت و از خشونت این موجود خشن و خبیث و گرگصفت چیزى کاسته نخواهد شد.۱۳۹۳/۰۵/۰۱
رژیم مستکبر آمریکا را بشناسید؛ اخلاق و انسانیت در منطق لیبرال دموکراسی بیارزش است
نگاه مهمتر ]دربارهی مسئلهی فلسطین[ این است که توجه کنیم که امروز دنیاى استکبار و در رأس آنها آمریکا از این فاجعهآفرینى، از این جنایت، از این خشونت غیر قابل توصیف حمایت میکنند، دفاع میکنند. بهنظر من، این یک نگاه عمیقترى به مسئله است؛ این مهم است، روى این باید تکیه کرد. امروز قدرتهاى سلطهگر غربى - یعنى چند دولت بزرگ و ثروتمند و مقتدر غربى که در رأس آنها آمریکا است، پشت سرش هم انگلیس خبیث - محکم ایستادهاند براى اینکه از این رژیم غاصب و ظالم و سنگدل دفاع کنند؛ این خیلى مسئلهى مهمى است. صریح دارند حمایت میکنند. از چه حمایت میکنند؟ از این فاجعهآفرینى که هیچ انسان باانصافى، هیچ انسان متعارف و معمولىاى نمیتواند بىتفاوتى در مقابل این جنایات را قبول بکند. یک منطقهى کوچک، یک وجب زمین به نام غزه، اینجور هواپیماها، موشکها، نیروى زمینى، تانکها [به آن حمله کنند]، انواع و اقسام آتشبارى نسبت به این مردم صورت بگیرد؛ واقعاً چیز عجیبى است. این همه کودک کشته بشود، این همه خانه ویران بشود، زندگى مردم در خانهى خودشان اینقدر تلخ و همراه با زجر و شکنجه باشد، آنوقت حضرات از این حمایت کنند، از این دفاع کنند. با چه منطقى؟ با منطق مسخرهى آقاى رئیس جمهور آمریکا که میگوید اسرائیل حق دارد از امنیت خودش دفاع کند! خب فلسطینىها حق ندارند از امنیت خودشان دفاع کنند؟ ... ما این را بهعنوان یک تجربهى مهم باید براى خودمان حفظ کنیم و آمریکا را بشناسیم. آمریکا این است، نظام لیبرالدموکراسى این است. این در عمل ما، در قضاوت ما، در برخورد ما، اثر خواهد گذاشت و باید اثر بگذارد. آن [جبههاى] که امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى قرار گرفته است و در قضایاى مختلف، در چالش با نظام جمهورى اسلامى است، یعنى دولت ایالات متحدهى آمریکا و دنبالهروانش، این هستند، واقعیتشان این است، حقیقتشان این است: نسبت به کشتار انسانها و نسبت به کشتار مردم بىدفاع هیچ حساسیتى که ندارند هیچ، از ظالم و مرتکب جنایت دلخراش و جنایتهاى بزرگ - مثل آنچه امروز در غزه دارد میگذرد - دفاع و حمایت هم میکنند. این باید براى ما یک معیار باشد. یعنى ملت ایران، دستگاه فکرى ما، دانشجویان ما، روشنفکران ما، نباید این را فراموش بکنند؛ آمریکا این است؛ نظام قدرت غربى و پایهى فکرى او که لیبرالدموکراسى است این است؛ این امروز در مقابل نظام اسلامى قرار دارد.۱۳۹۳/۰۵/۰۱
جان الن فرمانده عملیات ضد داعش نقش ایران را در مقابله با داعش به رسمیت شناخت.او در سخنان خود بیان کرد ایران حامی داعش نیست وخودشت وسط داعش تحدید شده است.جان الن دولت حیدر العبادی را نزدیک تر از دولت قبلی به تهران دانست و با توجه به خواست دولت عبادی،ورود ایران را به این ائتلاف امری مثبت بیان کرد.
به گفته جان الن امریکا این مسئله را پذیرفته است که ایران میتواند در منطقه و حوادث عراق و سوریه نقش ایفا کند و این نقش را زاویه نفوذ اجتماعی رهبران ایران و مرجعیت در ساختار اجتماعی عراق بیان کرد.
این سخنان در شرایطی بر زبان فرمانده عملیات ضد داعش جاری شد که پیش از این جان کری ایران را از این ائتلاف دور میدانست.
این مسئله یعنی امریکا ایران را با پا پس میزند و با دست پیش میکشد.
پس از این اظهارات مقام معظم رهبری در اظهاراتی اعلام کردند پیوستن به این ائتلاف قبلا در جلسات خصوصی به ایران پیششنهاد شده بود و مورد پذیرش مسئولان دیپلماتیک ایران واقع نشده بود.و محروم نشان دادن ایران از پیوستن به ائتلاف زمانی رسانه ای شد که روزهای قبل این پیشنهاد از طرف ایران رد شده بود.
مجموع این سخنان این مسئله را آشکار میسازد امریکا سعی دارد با همراه کردن ایران بر مشروعیت و قانونی بودن اقدامات ضد داعش خود در عراق و سوریه بیفزاید و آزادی عمل بیشتری در قبال این مسائل داشته باشد.این در حالی است که دولت امریکا تا پیش از این اصلی ترین حامی نظامی و سیاسی داعش محسوب میشد.