یادداشت های سیاسی

یادداشت های سیاسی

وبلاگ شخصی علی مستاجران
یادداشت های سیاسی

یادداشت های سیاسی

وبلاگ شخصی علی مستاجران

نامه ای به دکتر ظریف

ضمن سلام و خسته نباشید خدمت فرمانده دیپلمات ایران جناب دکتر ظریف و آرزوی موفقیت جنابعالی در همه عرصه ها...اما بعد
جناب آقای ظریف
وقتی مجلس شورای اسلامی به جنابعالی بعنوان وزیر امور خارجه رای اعتماد داد به این باور رسیدم که اوضا آنقدر که فکرش را میکردم خطرناک نشده است.کما اینکه امروز هم بر این باور استوارم.
در آن روزها با همه فشارهایی که از ناحیه برخی عناصر جبهه اصلاحات بر رییس جمهور تحمیل میشد انتظار میرفت دیپلماسی دولت تدبیر و امید یک دیپلماسی سازش و تسلیم باشد اما خوشبختانه به مدد خداوند متعال و دعای خیر حضرت ولی عصر اروانا فدا و تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری و البته هوشمندی آقای رییس جمهور، وزارت امور خارجه به دست کسی سپرده شد که کارکشته حوزه سیاست خارجی کشور محسوب میشد و سوابق درخشانی در کارنامه خود نشان داده بود که برای نمونه میتوان از تالیف مقالات فراوان در حوضه جنگ عراق و افغانستان و افشاگری جنایات امریکا در عراق و افغانستان و افشاگری جنایات اسراییل در غزه و لبنان در صحن سازمان ملل متحد نام برد.
آقای ظریف...
شما در این جامعه یک عنصر خاص محسوب میشوید و یک عنصر خاص مسئولیتی چندین برابر سخت تر از یک عنصر عام ایفا میکند.باید این نکته را در نظر داشت انسان ها هرچه صعود میکنند،سقوطشان بس ممکن تر و حولناک تر خواهد بود.
به قول حکیم ملاصدرا به دنبال هر صعودی،نیرویی نیز سقوط میکند که اگر نیروی صعودی از خط مماس بر مرکز،منحرف شود درواقع منبع نیروی وارد بر آن غیر فعال میشود و نیروی صعود به پایان میرسد و،نیروی سقوط، آزاد شده و جسم را به سمت خود میکشد.این روند در اجتماع نیز شکل گرفته است تاریخ انقلاب بارها این مسئله را ثابت کرده است که انجراف از خط عمود بر مرکز سقوطی حولناک به همراه داشته است و حرکت در امتداد خط عمود بر مرکز موجب اعتلای شیع یا نفس شده است
آقای ظریف...
همه ما برای حرکت به سمت صعود در این دنیای فانی و رسیدن به دنیای باقی ملزم به طی طریق بر در طول خطی هستیم که از خداوند ناشی میشود.این خط گاهی میتواند مظاهری از کلام خدا باشد.مظهر کلام خدا میتواند کلام قرآن باشد یا حتی میتواند کلام رهبری فرزانه و حکیم باشد.اطاعت از فرمان یک حکیم که در امتداد ولایت الهی شکل گرفته همان جریانی است به قول ملاصدرا تداوم آن موجب اعتلای به حق خواهد شد.
جناب آقای ظریف
با سابقه ای که از شما سراغ داریم بر این باور هستیم که شما تا آخر برگرد این مدار حرکت خواهید نمود و به شیطان اجازه ی تسلط نخواهید داد.
همه ما از این دنیای فانی رفتنی هستیم.امروز یا فردا اهمیتی ندارد و اهم آن تکلیفی است که بر گردن ما نهادینه شده است.
از این رو بر این باور هستیم که در آینده نیز همچون گذشته و امروز در لباس مجاهدت و در خط امام و رهبری حرکت خواهید کرد و همچون سایر مجاهدان بدون مرز نظیر چمران،حاج رضوان،متوسلیان و شاطری که توانستند به حق بپیوندند شما نیز در جبهه دیپلماسی کارنامه درخشان خود را سرشار از عزت نموده و نمرات درخشانی از خود در این کارنامه برجای گذارید.انشاالله
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

عقب افتادگی نظام اندیشه و تعقل

عقب افتادگی نظام اندیشه و تعقل


در صورتی که یک نظام فکری از هدایت جامعه در هر زمینه ای باز بماند و خود را عاجز جلوه دهد یا واقعا نتواند چشم انداز مشخصی برای حرکت جامعه در نظر بگیرد و راهکار خاصی برای رسیدن به هدف ارائه دهد در این صورت هر دو نابود میشوند.نظام فکری آنقدر کهنه و عقب افتاده میشود که خود به خود فراموش و ترد میشود و جامعه هم مانند یک کشتی بدون ناخدا و بدون راهنما در اقیانوس مواج اندیشه ها خود را به باد فنا خواهد داد.

اما سوال اصلی اینجاست که دلیل عقب افتادگی یک نظام فکری منسجم که تا پیش از این متولد بطن جامعه و فرهنگ بود و خود را کاملا با شرایط جدید هماهنگ میساخت چه میتواند باشد؟

 

ادامه مطلب ...

ایفای مسئولیت با همه امکانات

ایفای مسئولیت با همه امکانات

امروزه با گسترش ارتباطات و فناوری ابزاری در اختیار بشر قرار گرفته که آن را در هر جهتی میتواند بکار گیرد تا به اهداف خود برسد.اگر رادیو و تلوزیون و رسانه و اینترنت ابزار تبلیغ فساد و فحشا هست میتواند ابزار تبلیغ اندیشه و علم و عقلانیت هم باشد.مهم اراده ای است که باید در نسل جوان و قشر دانشگاهی یا حوزوی ایجاد شود.همانظور که میبینید امروزه شبکه های اجتماعی در هر جهتی بکار گرفته میشوند تا منافع هر مکتب فکری و اعتقادی را فراهم کنند.امروز فضای مجازی میتواند یکی از اثر گذارترین راهکارها در جهت تامین منابع فکری مورد نیاز بشر باشد.

این تصور غلط است که فکر کنیم چون امروز در دنیا تنها فساد و فحشا تبلیغ میشود و صدای دین و عقلانیت در دنیا به گوش نمیرسد تلاش برای تبلیغ عقلانیت بی فایده است.باید این نکته را در نظر داشت که همانگونه که فساد و فحشا با بعد حیوانی بشر سنخیت دارد،دین و عقلانیت هم با بعد روحانی بشر سنخیت دارد و انسان میتواند عقلانیت که بستر بعد جسمانی است را بپذیرد و بعد جسمانی خود را متناسب با عقایدی که پذیرفته است انتخاب کند.از این رو عقلانیت و معارف دین برای او میتواند شیرین تر از فساد و فحشا باشد.در این راستا مهم تبلیغ و اغنای درست است که مسئله اصلی فعالان و فرهنگ سازان امروز به شمار میرود.  



چالش در حوزه معرفت شناسی دینی

چالش در حوزه معرفت شناسی دینی
لازم است علاوه بر آنچه تاکنون در میان دلایل رکود علمی از آن نام برده ایم،عدم رسیدن به درک درست از جامعیت اسلام را نیز بیفزاییم.چنانچه نخبگان ما به ریشه این رکود زیان بار علمی پی ببرند خواهند دانست که آنچه اسلام و مسلمین را به غرب زدگی وا داشته و آنها را وابسته به این تمدن نوظهور مادی کرده است،سستی ایمان به جامعیت اسلام است.همه آنچه از آن بعنوان عدم درک صحیح نام برده ایم بیش از هر کس روحانیون علوم دینی را مقصر میداند.چرا که تاکنون آنها رهبران جامعه بوده اند.اگرچه در ظاهر سلاطین حکومت میکردند.هیچگاه و هیچ جامعه شناسی نمیتواند قدرت سلاطین و طاغوت ها را بالاتر از قدرت روحانیت در بسیاری از سرزمین های اسلامی بداند.علمای علوم دینی تاکنون هم قدرت و هم اعتبار لازم برای آگاه ساختن جامعه را داشته اند اما تا پنجاه سال پیش هیچ حرکت امیدوار کننده ای صورت نگرفت.تا پیش از انقلاب امام خمینی رحمت الله علیه هیچ روحانی شیعی و سنی نتوانست به این باور برسد که اسلام جامعیت دارد.اگر هم به این درک رسیده باشد شرایط عموم روحانیون ابلاغ این حقیقت به مردم را مصلحت نمیدانست.تا جایی که روح الله موسوی الخمینی از جا برخواست و در خطر بودن اسلام را به مسلمانان هشدار داد و صاحب چنان قدرت و اعتباری شد که زمانی که فتوای ایشان علیه سلمان رشدی ملعون در جهان علنی و اعلام شد،هیچ مسلمان شیعه یا سنی نتوانست از فرمان ایشان سر باز بزند.این اندیشه های انقلاب اسلامی بود که با محوریت جامعیت اسلام توانست نظم نوینی را در منظقه شکل خاورمیانه شکل دهد.
از این رو یکی از مهم ترین نیازمندی های رفع موانع تولید علم رسیدم به جامعیت اسلام در همه ابعاد اعم از سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است.این حقیقت که ما بپذیریم اسلام میتواند سیاسی باشد.حکومت میتواند اسلامی باشد.اسلامی میتواند مبنای اقتصاد باشد.بانکداری میتواند اسلامی باشد.اقتصاد میتواند بدون ربا باشد.و این که اسلام میتواند همه جانبه باشد.پس ما میتوانیم در سایه اسلام،تولید علم کنیم و به جایگاه قبلی خود باز گردیم.نخبگان باید بپذیرند سیاسی شدن اسلام،دین را آلوده نمیکند.سیاسی شدن اسلام،سیاست را پاکیزه میکند.نخبگان ما باید بپذیرند اقتصاد مبتنی بر ربا یعنی تجمع ثروت و در پایان ورشکستگی های متعدد و در نهایت تغییر الگوی اقتصادی جهان که همه اینها موجب شده تا دولت ها در صدد اصلاحات اقتصادی بر آیند.نخبگان باید با تفکر به این نتیجه برسد که اسلام میتواند.پس ما میتوانیم.


تعریف انسانیت مقدمه ای بر جهانی شدن

تعریف انسانیت مقدمه ای بر جهانی شدن

جهانی شدن واژه ای است که آن را به مراتب زیاد از شبکه های اجتماعی و رسانه ها شنیده ایم و به نوعی در دوران معاصر کلیه ملت ها و جوامع به سرعت رو به جهانی شدن هستند و در پیشرو آن در تفکرات و فرهنگ جوامع مرزی نمیشناسد.طبق این نظریه جامعه بشری مطیع رسانه ها شده و بیشترین تاثرپذیر را بر رفتار جامعه پیدا میکند.

در دنیای امروز، مفهوم زمان، واقعا جهانی است و این احساس را در افراد ایجاد می کند که دنیا دائما در حال کوچک شدن است. این شاید پشت پرده جهانی شدن باشد.

قبل از هرگونه ایراد مباحثه ابتدا تعریف انسانیت از دیدگاه غرب باید مشخص شود.

همانطور که در ادامه بیان خواهد شد ماهیت فلسفه غرب در بعدی مطرح میشود که قابل ادراک توسط مکاتب ماتریالیسم باشد.در واقع آنچه غرب را از عالم تفکر و عقلانیت به معنای واقعی جدا میکند مکاتب ماده گرای آن است.عقلانیتی که پیرو مکاب اومانیسم و تفکرات ماده گرا باشد قادر به شناخت تمام ابعاد وجودی انسان نخواهد بود.بنابر این در تعریف انسانیت نبز نمیتواند تعریفی جامع ارائه دهد.انسان بالاتر و افزون تر از حدی است که توسط مکاتب انسان گرا و مادیات قابل شناخت باشد.آیا انسان ابعاد روحانی ندارد.طبق فلسفه غرب ابعاد روحانی انسان با روانشناسی انسانی شناخته و کشف میشود.اما به اعتقاد مکاتب اسلامی روان انسان یکی از ابعاد روحی او است و شناخت آن باز هم ملزم به شناخت معنویت به معنای واقعی است.این واقعیت هیچگاه شناخته نمیشود مگر آنکه روح انسان خود را در عالم معنویت ظاهر کند.کسی میتواند روح خود را بشناسد که از تفکرات ماده گرا را کنار گذاشته و ایدئالسم باشد.در این زمان روح او مملو از صفاتی است که از عالم معنویتی خود که خواه از الهیون باشد و خواه از مادیون دریافت کرده است.این بیانگر آن است که انسان موجودی است مجبور اما مختار.و این مغایر تعریف غرب از انسانیت است.چرا که فلسفه غرب تعالی انسان را در آن میبیند که مختار و آزاد باشد.اما غافل از آن که این آزادی تنها در بعد مادی مطرح است و عوامل مادی نیز مانع آزادی فکر بشر اند.بنابر این تعریف غرب از انسانت نمیتواند بر همه ابعاد وجودی انسان احاطه داشته باشد.طبق این سخن مکاتب اسلامی مکاتبی ایدئالیسم اند اما مکاتب علمی و اجتماعی فرهنگ غرب تماما ماتریسم و ماده گرایند.

قوانین ارائه شده توسط مکتب "سکولاریسم" و "مارکسیسم" و پیروان آنان از جمله قوانینی است که باید بازنگری گردد.

غرب ادعا میکند شیوه مدیریت جهانی در سایه صلح از قلب مکاتب فکری و مادی مارکسیسم بیرون می آید.ادعای مالکیت و سروری بر جوامع نیازمند شیوه مدیریت صحیح اجتماعی است.آیا این شیوه مدیریت در چنگال غرب است؟آیا تئوری جهانی شدن مورد پذیرش سران کشورهای جهان سوم قرار میگیرد؟آیا مدینه فاضله مسلمانان در منشور مارکسیسم ضد دینی منتشر شده است؟