خداوند متعال را شاکریم که رهبری را برای نجات مردم ایران از چنگال استعمار نو، بر انگیخت که بر خلاف هم عصران خود،توانست به دور از تحجر گرایی و غرب زدگی،روند اعتدال را پیش گیرد و برترین افق ها را برای جامعه به پیش رو نهد.امام خمینی رحمت الله علیه درواقع تبیین کننده نقشه راه جهان اسلام در صد سال بعد است.ندای هم زیستی او توانست همه کسانی که در غفلت به سر میبردند را از خواب چند صد ساله بیدار سازد.اندیشه امام رحمت الله اندیشه ای ناب و محمدی بود که چون مسیحایی بر جسممرده امت اسلامی دمید که نتیجه آن سالها بعد بر بدنه جهان اسلام ظاهر شد.
ایشان که درک درستی از اوضاع جهانی داشتند،علیرغم همه عقب افتادگی های جامعه را دچار خود کرده بود،هم جهت شدن به شرایط جدید پیش آمده را ادامه دادند.این سیاست آگاهانه مسئولان کشور را بر آن داشت که علیرغم همه عقب ماندگی ها و ناکامی ها قدم در پیشبرد کشور موازی با پیشرفته ترین کشورها بردارند.
حضرت امام رحمت الله علیه با تبیین افقی جهانی زمینه ترویج اندیشه های انقلاب اسلامی را فراهم آورد وملت انقلابی را بر آن داشت تا با تربیت نسلی دلسوز،رسالتی فراتر از آبادانی یک کشور و نجات یک ملت را دنبال کند.
ادامه مطلب ...
تاثیر استهلاک چرخ اتوماسیون بر تعریف انسانیت
انسان روحانیت دارد اما در قوانینش روحانیت نیست انسان عقلانیت دارد اما در قوانینش عقلانیت وجود ندارد.تفکر وجود ندارد.صبر تامل وجود ندارد.ایثار و محبت وجود ندارد.اما جامعه بشری هم ایثار و محبت دارد هم صبر و تامل هم عقلانیت هم تفکر هم معنویت. جامعه غرب جامعه بشریت است و بشر عقل و روح و فکر و وجدان دارد.اما قوانین فکری غرب این اکتیویته را غیر فعال کرده است و جامعه انسانی غرب را در خلایی از عقلانیت فرو برده است.اما آیا انسان همیشه در خواب به سر میبرد.هر انسانی روزی از جهالت و فریب خارج میشود.
به عقیده من جهان آینده صاحب جوامعی خسته است.خسته از اتوماسیون.خسته از کمبود امید به زندگی.کمبود به محبت و عدالت.کمبود از عقلانیت و فکر.اما با این همه سیر آب از فورمالیسم و ماتریالیسم و مادیت گرایی.جامعه ای غرق در لیبرالیسم و آزادی های بی حد و حصر و بی حیایی و فساد و پر است از واژه هایی که خواب آور اند و قادر اند بشریت را تا چند صده در خواب فرو برند.آنقد سیر آب است که باطلاق های ایجاد شده در بستر آن ملتهایی را تحدید میکند که زمامداران آنها فکر میکنند جهان را میتوان با سیراب کردن جوامع از لیبرالیسم فریب داد و اهداف امپریالیسم را بر کرسی تحقق نشاند.میتوان جریان های یک درصدی را حاکم بر ملت قرار داد.آیا انسان حیوان است که بخورد و بخوابد و تفریح کند.خوش بگذراند و مشکلی از دخل و خرج روزمره نداشته باشد.آیا انسان در مکتب غرب آنقد حقیر است که باید بچرد و خوش بگذراند.انسانیت ما نمیگوید انسان نباید در رفاه باشد.مشکلات زندگی عاملی است که گاهی میتواند اعتقادات انسان را تهدید کند.انسانیت ما میگوید انسان بعد روحانی نیز دارد.باید در نظر داشت انسان را نمیتوان با قوانین طبیعی تعریف کرد.قوانین طبیعی قوانین حیوانات است.انسان را نمیتوان با قوانین داروین و دووریس شناخت.انسان را نمیتوان از نسل میمون که یک حیوان بیش نیست دانست.انسانی را که غرب با مبانی علوم تجربی تعریف و تدوین میکند سر انجام روزی در خواهد یافت که موجود دیگری را در مخیله خود ساخته است.موجودی که نه انسان است و نه حیوان . جهان غرب به زودی درخواهد یافت دیگر با علوم تجربی نمیتواند خودش را تعریف کند.دیگر با روانشناسی که متاثر از علوم تجربی است نمیتواند کنشهای خود را روانشناسی کند.سر انجام برای نیاز خود راهی ماثر می اندیشد.برای مثال تاکنون دو جنگ جهانی در دنیا رخ داده است که خصارات زیادی برای جامعه بشری باقی گذاشته است که در هر دو آنها اروپا آغازگر آن بوده است و دخیلان آن کشورهای پیشرفته و فارق شده از انسانیت بوده اند.جنگ همیشه نماد وحشی گری و تخریب و حیوانیت بوده است.در جهانی غرب که ادعای فرهنگ و تمدن میشود چرا باید رفتارهایی رخ دهد که انسانیت را زیر سوال ببرد که نمونه بارز آن را میتوان جنگ جهانی اول و دوم نام برد. خواب و نادانی در عین ناباوری موجب عقب ماندگی فکر خواهد شد.و این عقلانیت بشر است که میرود و بازگشت عقلانیت از دست رفته وابسته به بازگشت حقانیت به محیط تفکر شخصی انسان است.
مقدمه ای بر عدالت اجتماعی
از جمله آرزوهای آدمیان در طول تاریخ، اندیشه ایجاد یک جامعه ایده آل و با حکومتی عادلانه بوده است که در سایه آن مجموعه نیازهای طبیعی و فرهنگی همه افراد، به نحو شایسته تأمین گردد.
در این زمینه در لابلای مطالب اجتماعی تمامی مکاتب اعم از مادی و الاهی بحث های زیادی بچشم میخورد. گذشته از آن زمامداران جوامع بشری همواره در تبیین و تشریح اهداف و تلاشهای خود اظهار داشته اند، که هدفی جز بنیانگذاری یک جامعه سالم بدور از هر گونه تبعیض و بی عدالتی ندارند. مردم هم همیشه، به امید تحقق یک چنین جامعه ای، با تمام امکانات خویش به یاری آنها برخاسته اند، با این حال، شواهد تاریخی حکایت از آن دارد که تا امروز بشر در این خواسته موفق نبوده است، امّا در عین حال نه تنها از فکر ایجاد یک جامعه آرمانی منصرف نشده بلکه در هر زمانی بیش از پیش از طریق بسیج سرمایه های مادی و معنوی خود با عزمی راسخ تر آن را دنبال کرده است.
عدل را میتوان یکی از اصول پنجگانه تشیع دانست که آن را در فلسفه شیعه با عنوان "عاملی که هر چیز را در جای خود قرار میدهد"عنوان شده است.عدالت را میتوان همان دادگری یا داد دانست.که طبق آن هر چیز به صاحب آن تعلق میگیرد. "داد" و "بیداد" دو کلمه دو عنوان مخالف یکدیگر اند که در واقع همان "قضاوت عادلانه " و "قضاوت ناعادلانه" است.اما عدالت به معنای مساوات مطلق نیست که در ادامه آن را بیان میکنیم