یادداشت های سیاسی

یادداشت های سیاسی

وبلاگ شخصی علی مستاجران
یادداشت های سیاسی

یادداشت های سیاسی

وبلاگ شخصی علی مستاجران

تاثیر استهلاک چرخ اتوماسیون بر تعریف انسانیت

 تاثیر استهلاک چرخ اتوماسیون بر تعریف انسانیت 

 انسان روحانیت دارد اما در قوانینش روحانیت نیست انسان عقلانیت دارد اما در قوانینش عقلانیت وجود ندارد.تفکر وجود ندارد.صبر تامل وجود ندارد.ایثار و محبت وجود ندارد.اما جامعه بشری هم ایثار و محبت دارد هم صبر و تامل هم عقلانیت هم تفکر هم معنویت. جامعه غرب جامعه بشریت است و بشر عقل و روح و فکر و وجدان دارد.اما قوانین فکری غرب این اکتیویته را غیر فعال کرده است و جامعه انسانی غرب را در خلایی از عقلانیت فرو برده است.اما آیا انسان همیشه در خواب به سر میبرد.هر انسانی روزی از جهالت و فریب خارج میشود.

به عقیده من جهان آینده صاحب جوامعی خسته است.خسته از اتوماسیون.خسته از کمبود امید به زندگی.کمبود به محبت و عدالت.کمبود از عقلانیت و فکر.اما با این همه سیر آب از فورمالیسم و ماتریالیسم و مادیت گرایی.جامعه ای غرق در لیبرالیسم و آزادی های بی حد و حصر و بی حیایی و فساد و پر است از واژه هایی که خواب آور اند و قادر اند بشریت را تا چند صده در خواب فرو برند.آنقد سیر آب است که باطلاق های ایجاد شده در بستر آن ملتهایی را تحدید میکند که زمامداران آنها فکر میکنند جهان را میتوان با سیراب کردن جوامع از لیبرالیسم فریب داد و اهداف امپریالیسم را بر کرسی تحقق نشاند.میتوان جریان های یک درصدی را حاکم بر ملت قرار داد.آیا انسان حیوان است که بخورد و بخوابد و تفریح کند.خوش بگذراند و مشکلی از دخل و خرج روزمره نداشته باشد.آیا انسان در مکتب غرب آنقد حقیر است که باید بچرد و خوش بگذراند.انسانیت ما نمیگوید انسان نباید در رفاه باشد.مشکلات زندگی عاملی است که گاهی میتواند اعتقادات انسان را تهدید کند.انسانیت ما میگوید انسان بعد روحانی نیز دارد.باید در نظر داشت انسان را نمیتوان با قوانین طبیعی تعریف کرد.قوانین طبیعی قوانین حیوانات است.انسان را نمیتوان با قوانین داروین و دووریس شناخت.انسان را نمیتوان از نسل میمون که یک حیوان بیش نیست دانست.انسانی را که غرب با مبانی علوم تجربی تعریف و تدوین میکند سر انجام روزی در خواهد یافت که موجود دیگری را در مخیله خود ساخته است.موجودی که نه انسان است و نه حیوان . جهان غرب به زودی درخواهد یافت دیگر با علوم تجربی نمیتواند خودش را تعریف کند.دیگر با روانشناسی که متاثر از علوم تجربی است نمیتواند کنشهای خود را روانشناسی کند.سر انجام برای نیاز خود راهی ماثر می اندیشد.برای مثال تاکنون دو جنگ جهانی در دنیا رخ داده است که خصارات زیادی برای جامعه بشری باقی گذاشته است که در هر دو آنها اروپا آغازگر آن بوده است و دخیلان آن کشورهای پیشرفته و فارق شده از انسانیت بوده اند.جنگ همیشه نماد وحشی گری و تخریب و حیوانیت بوده است.در جهانی غرب که ادعای فرهنگ و تمدن میشود چرا باید رفتارهایی رخ دهد که انسانیت را زیر سوال ببرد که نمونه بارز آن را میتوان جنگ جهانی اول و دوم نام برد. خواب و نادانی در عین ناباوری موجب عقب ماندگی فکر خواهد شد.و این عقلانیت بشر است که میرود و بازگشت عقلانیت از دست رفته وابسته به بازگشت حقانیت به محیط تفکر شخصی انسان است.


تحلیل فتنه88/بخش2:مقایسه شیوه اختشاشات سالهای ابتدایی انقلاب با اختشاشات سال 88

تحلیل فتنه88/بخش2:مقایسه شیوه اختشاشات سالهای ابتدایی انقلاب با اختشاشات سال 88
بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی توطعه استکبار جهانی علیه امت حزب الله آغاز شد.چند روز پس از پیروزی به گزارش صدا و سیما،افراد مسلح به ساختمان جام جم حمله کردند و قصد تصرف آن را داشتند.در صورت موفقیت آمیز بودن این توطعه که با هدف در دست گرفتن رسانه ملی ایران صورت گرفت ممکن بود فتنه بزرگی در کشور به راه بیفتد که به لطف و عنایت خداوند با حضور مردم و حرکت سیل جمعیت به سمت جام جم خنثی شد و عوامل مزدور نتوانستند کاری را از پیش ببرند.
خبرهایی نیز حاکی از حمله تروریستی و مزاحمت برای اشخاص سرشناس و شخصیت های معتبر انقلاب شنیده میشد.نا امنی در جامعه بیداد میکرد و روزانه ده ها گزارش مرگ در اثر تیر اندازی و ضربات چاقو و قتل و غارت فقط در تهران از پزشک قانونی دریافت میشد که پس از برسی هایی که به عمل آمده از این مسئله مشخص میشد که همه کسانی که با ظاهر دینی یا انقلابی در جامعه حضور دارند در نا امنی به سر میبرند.مردمی که به دست عوامل ناشناس کشته میشدند ائم از اعضای کمیته انقلاب،روحانیون یا افراد عادی کوچه و بازار همگی از ظاهر دینی و انقلابی برخوردار بودند.در همان سالها بود که بسیاری از جوانان کمیته انقلاب که بهترین دوران زندگی خود را برای حفاظت از جان و مال و ناموس مردم صرف میکردند،مورد حملات تروریستی افراد ناشناس قرار میگرفتند.
یکی دیگر از اقداماتی که ضد انقلاب به خاطر آن حاضر به متشنج کردن اوضا بودند به خیابان کشیدن جمعی به بهانه های واحی و مزحک بود.برای مثال تظاهرات های مزحک و غیر قانونی برگزار شد حکایت از تکیه دشمنان بر این شیوه برای تحت فشار قرار دادن حکومت داشت.البته در آن سالهای پیروزی انقلاب مشکلات عدم وجود امنیت یا گرانی ها و کمبود کالا امری طبیعی بود.چرا که هر انقلاب بزرگی که به وقوع میپیوندد تا سالها بعد آثار آن در سیمای شهر ها ظاهر و پای برجاست.در آن سالهای اول انقلاب بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین به راحتی در شهرها تسلیحات سبک و سنگین نظیر مسلسل و دوشیکا حمل میکردند که البته در آن موقع چندان غیر طبیعی نبود.یا اقدامات تندی با قانون شکنان میشد که البته به جای خود صحیح و به جا بود.این مشخص است که اقداماتی نظیر ترور های گسترده تظاهرات های واحی و مزحک و غیر قانونی،حملات مسلحانه و توطعه ها و کودتا ها و خطرات احتمالی که از برخی سران ارتش مخلوع پهلوی مشاهده میشد مستلزم رژه های خیابانی سربازان یا حمل اسلحه توسط افراد کمیته و البته اقدامات تند رو وار با عوامل قانون شکن بود.در هر کشوری که کار به نا امنی و ترور و اختشاش بکشد،فضا امنیتی و نظامی خواهد شد و برخورد های تندی با قانون شکنان و تجاوز کاران به جان و مال مردم صورت خواهد گرفت.
دشمنان نیز در صدد بودند تا اوضاع را آنقدر نا امن جلوه دهند تا حکومت فرسوده و ناتوان و مردم خسته و بی رمق شوند.همه این توطعه ها با استقرار نظام جمهوری اسلامی و اقتدار روز افزون آن و تبدیل شدن آن به یک قدت منطقه ای و قدرت اثر گذار فرامنطقه ای ،یکی پس از دیگر خنثی شد و پس از 30 سال توطعه و جنگ،دولت ها توانستند امنیت را تامین نمایند که با یک مقایسه مقطعی این تفاوت به راحتی احساس میشود.
توطعه دشمن در جهت اختلال در امنیت ملی و خسته کردن ملت از حکومتی که خود آن را بوجود آورده اند،همچنان و با قدرت بیشتری ادامه دارد.شیوه کاری که دشمن ضد انقلاب و حامیان اجنبی آنها در سال 88دنبال کردند حکایت از توسل آنها به الگویی تازه داشت.الگویی تازه که با شیوه های قبلی نظیر ترور و اختشاش در هم آمیخت و یک آتش گسترده را در کشور شعله ور کرد.ضد انقلاب پس از سالها تحریم انتخابات و اقداماتی نظیر دعوت به راهپیمایی ها و روبرو شدن با عدم استقبال مردمی دریافتند که کسی از آنها پیروی نمیکنند.باید این مسئله را مورد توجه قرار داد که مردم به مشتی خوش گذران فاسد آن طرف مرز که تا گردن در رفاه غرق شده اند اعتماد ندارند.حتی اگر کسی مخالف حکومت هم باشد هیچگاه یک وطن فروش را رهبر خود قرار نمیدهد.آنچه سال هشتاد و هشت شیوه جدید کاری برای برهم زدن اوضاع شناخته شد شیوه ی دروغ پراکنی ها و فریب ها بود.آنچه کشور و توده ها را به آتش کشید و بسیاری از منابع مادی و معنوی کشور را به قهقرا برد ،دروغ ها و فریب هایی بود که با هدف قدرت طلبی صورت گرفت.شیوه ای که البته ظاهری کاملا انقلابی و دینی داشت اما از کنترل رهبران این جریان فریب خارج شد و کشوری را به آتش کشید.گرچه رهبران این جریان افراد با سابقه انقلابی و مدعیان پیروی از خط امام و شهدا شمرده میشدند اما از یک زمانی این افراد کنار زده شدند و آنچه رهبری این جریان را در دست گرفت ریشه در خارج از مرزها داشت.
نتیجه:بنا به آنچه از مقایسه بحران های امنیتی اول انقلاب با بحران امنیتی سال88 بدست می آید این قضیه است که نشان میدهد شیوه جدید دشمن شیوه فریب توده هاست و تنها راه شکست این شیوه،آگاهی رساندن به عموم جامعه بالاخص آگاهی رسانی به خواص و رهبران است تا در شرایط فتنه و توطعه هایی که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد راه از چاه بازشناخته شود و کسانی شرمسار ملت نشوند که چرا راه را گم کردند و راه خیانت به کشور را در پیش گرفتند.

تاریخ اسلام، تاریخ بیداری

تاریخ اسلام، تاریخ بیداری

تقریبا سه سال پس از بعثت نبی اکرم اسلام بود که پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله به فرمان خداوند تبلیغ خود را در عرصه جدیدی آغاز نمود.

با آغاز تبلیغ آشکار اسلام انتظار نمی رفت مبانی و اصول توحیدی در جامعه عقب افتاده و جاهل عرب بطور سریع فراگیر شود .از این رو دستور خداوند مبتنی بر آغاز این تبلیغ از ناحیه ای دیگر بر پیامبر اسلام نازل شد .پس این نهضت عظیم که یک بیداری اسلامی نام گرفت توسط اندک مسلمانان آن زمان صورت گرفت .نهضتی که موجب شد نخستین حاکمیت اسلامی در شهر یثرب پایه گذاری شود.و این نخستین نظام تئوکراسی شکل گرفته در جهان اسلام بود.

قبل از ظهور آفتاب اسلام از افق سرزمین وحی(عربستان) نظام های بسیاری تحت عنوان نظام تئوکراسی یا حاکمیت دینی در حیات بودند.

ساخت حاکمیت دینی تنها به یک عامل بستگی داشت .در واقع مقدمه ساخت حکومتی مبتنی بر شریعت در جامعه مسلمین مشروط بر یک واقعه بود. بیداری اسلامی اعراب شهر یثرب و حومه آن که یهودیان و مسیحیان عرب و یمانی و غیر عرب بودند مسلمانان را به طرح نقشه ای جامع وا داشت .سرانجام با تشکیل گروه های تبلیغی از یهودیان و اعرابی که به دین اسلام تسلیم شده بودند یثرب مبلغان مسلمانی را به خود دید که عاشقانه مسیر جهاد را پی گرفته بودند. پس از چند سال اغلب اهالی شهر یثرب، اسلام را با تمام وجود پذیرفتند و اینگونه اولین حملات فرهنگی جهان اسلام به قلمرو فرهنگی کفر صورت پذیرفت. .

این آغازی بود بر نهضت عظیم جهانی که تا امروز ادامه دارد و گاه به اوج خود میرسد و گاه ضعیف میشود .این نهضتی است که مسلمانان صدر اسلام به رهبری پیامبر خود محمد مصطفی صلی الله علیه و اله آغاز کردند .خود سرنوشت خود را بر عهده گرفتند و آینده خود را درک کرده و برای رسیدن به آنچه با آن مژده داده شده بودند پای در ره نمودند.

باید قبول کرد که غیر مسلمان نمیتواند علم نهضت علمی و فرهنگی که به رهبری پیامبر اسلام بر افراشته شد را بر بالین جهان اسلام بلند دارد.این ما مسلمانان هستیم که باید این نهضت بزرگ را برای چندمین بار در طول تاریخ زنده کنیم .اگر نهضت های بیداری اسلامی را در طول تاریخ برسی کنیم شاید مهمترین و تاثیرگذار ترین آنها در دوران معاصر قرار داشته باشد .چراکه این بار تنها جامعه اسلامی معنی ظلم و جور را درک نکرده بلکه در سایر نقاط جهان فریاد اعتراض بر قوانین ضد اخلاقی و جهتدار به سمت مدنیت نوین شنیده میشود .نه آن مدنیتی که امروز تعریف میشود بلکه مدنیت نوین آن مدنیتی است که فردای روشنی را نظاره گر است.موج خروشان گرایش به عرفان های کاذب و سپس روی گردانی از آنها و گرایش به اسلام و اندیشه های اجتماعی آن در جهان غرب و مسیحیت رویدادی است که با تجهیز شدن ملتهای مسلمان به فناوری ارتباطات زمینه تبلیغ به روش مدرن فراهم شد .از این رو زمان معاصر بهترین دوران برای تبلیغ جهانی مکاتب و مبانی اخلاقی و فقهی و نظری اسلام است .امروز موج خروشان اسلام خواهی در غرب برای جامعه فئودالیسم نوین غرب که تحت عنوان سرمایه داری مطرح میشود یک معزل اجتماعی محسوب میشود.

در سالهای اخیر افزایش جمعیت مسلمانان در اروپا موجب شد که با طرح برنامه ای تبلیغی مسلمانان اروپا این مکتب ارزشمند را در میان سایرین عرضه کنند.انتشار اخلاقیات و ارزشهای فقهی دین اسلام در جوامع غیر مسلمان عامل ترویج یکی از مهمترین اصول تئوکراسی یعنی عدالت است و عدالت خواهی همان چیزی است که طی حیات انسان،بطور کامل اعمال نشده است.هم بستگی ملت های مسلمان در آینده ای نزدیک و جمع شدن اسلحه هایی که در جهت ابراز مخالفت با اندیشه های مخالفان از قلاف خارج شده اند و بسط و گسترش اختلافات عقیدتی و مذهبی در قالب مباحثات مسئله ای است از طرفی موجب رسیدن به اهداف مشترک جامعه مسلمان میشود و از طرف دیگر اندیشه حق در مقابل باطل قرار میگیرد و فتنه ها خوابانیده میشوند سر انجام حق تبلور پیدا میکند.این برترین الگوی ترویج دین از دیدگاه امام صادق علیه السلام است..

یکی از دبیران و مسئولان اجلاس جهانی بیداری اسلامی که در تهران برگذار شد نقل میکرد:

با یکی از برادران اهل سنت مشغول بحث و پرس و جو از اوضاع سیاسی کشور مصر بودم.او یک مصری بود.در صحبت و نگاهش چیزی جز برادری ندیدم.او به من گفت.اکنون میفهمم چرا میگویند جمهوری اسلامی ایران پرچم دار بیداری اسلامی در جهان است-ادامه داد:

پس از پیروزی انقلاب ایران اجلاس و همایشهای جهانی در ایران گسترش یافت.در این مباحثات که میان دانشمندان مسلمان ایرانی و سایر دانشمندان مسلمان جهان صورت میگرفت همه اش القای تجربیات انقلاب اسلامی ایران و خصوصیات دشمنان مسلمانان بود که محور آنها وحدت بودند.جامعه اهل سنت تا مدت ها پیش عدالتی که شیعیان میگویند را بطور کامل نمیپذیرد.اما امروز ما به آن نتیجه رسیدیم که عدالت باید باشد.بدون عدالت نمیتوان با دشمنان مبارزه کرد.وقتی دشمنان اسلام مخالف برپایی عدالت در جامعه مسلمین هستند، نفاق ایجاد میشود.و نفاق اصلی ترین عامل شکست مسلمانان در طول تاریخ بوده است.

نقل از یکی از دبیران اجلاس جهانی بیداری اسلامی به نقل از علمای اهل سنت””

ما میگوییم جمهوری اسلامی ایران پرچمدار بیداری اسلامی در جهان است.برخی میگویند دلیل شما از این گفته چیست.پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران برگزاری همایشهای بین المللی،مسابقات جهانی قرآن،اجلاس دانشمندان مسلمان و گرد هم آیی اهل سنت و شیعیان و سایر فرقه های اسلامی و همچنین ساخت دانشگاه بزرگ مذاهب اسلامی در ایران موجب رابطه مستقیم و آشکار جامعه فرهیختگان ایرانیان با سایر مسلمانان و فرهیختگان جهان شد.در این گرد هم آیی ها بود که دانشمندان دیدگاه های خود را در معرض عموم میگذاشتند.شناساندن تجربیات و مبانی انقلاب اسلامی ایران بعنوان بزرگترین انقلاب قرن هدفی بود که ما دنبال میکردیم.در واقع در این میان انرژی پتانسیل انقلاب در حال ذخیره شدن در میان مسلمانان بود.البته نمیگوییم در این جهت بسیار خوب عمل کرده ایم.حقیقت آن است که میتوانستیم بیش از این به خطوط فرهنگی دشمن حمله کنیم و میتوانستیم بیش از آنچه امروز شاهد آن هستیم موفق باشیم..

سر انجام اتفاقی افتاد که تا حدودی قابل پیش بینی بود.در واقع خروش ملتهای مسلمان از قبل برنامه ریزی شده بود اما احیای این تفکرات القا شده به مسلمانان جهان فریضه اسلامی و انسانی ما بود.فریضه ای که حضرت امام خمینی رحمت الله علیه بر گردن ملت و مسئولان نهاده بود.امروزه نیز هرساله اجلاس جهانی بیداری اسلامی در ایران برگزار میشود.


تحلیل فتنه 88 /بخش اول تاثیرات عوامل فتنه بر تغییر ساختار اصلاحات پس از فتنه 88

تحلیل فتنه 88 /بخش اول
تاثیرات عوامل فتنه بر تغییر ساختار اصلاحات پس از فتنه 88
آنچه در سال 88 شاهد وقوع آن بودیم ناشی از حرکاتی بود که از ابتدای پیروزی انقلاب از ناحیه دشمن شکل گرفت و به واسطه عوامل نفوذی به درون سیستم جمهوری اسلامی راه یافت و موجب فوران آتشی گسترده شد که کشور را متوجه خسارات مادی و معنوی و سیاسی و اقتصادی فراوانی نمود که در خصوص آن مفصل تر صحبت خواهیم کرد.
شاید تابه حال شنیده باشید برخی تحلیلگران زمینه های این حادثه را عوامل مقطعی معرفی میکنند.در حالی که عوامل مقطعی ،تنها محرک یک اندیشه مخالف امنیت ملی به سمت جامعه شد که به موجب آن یک خط فکری انحراف شکل گرفت.آنچه خط فکری انحراف را به این سو کشانید همان عوامل مقطعی بود که در خصوص آن مطالبی بیان خواهد شد.اما علل پایه به همان محرک اجتماعی باز میگردد.درواقع عاملی که توانست یک چنین جنبشی را بوجود آورد.
برای مثال پدیده ای به نام میرحسین موسوی که توانست در چشمان ملت زول بزند و دروغ بگوید یک عامل مقطعی است.چرا که بسیاری از تحلیلگران اصلاحات تند رو نظیر بهزاد نبودی بر این عقیده بودند که چه میرحسین رای بیاورد و چه رای نیاورد بالاخره یک جنبش اجتماعی بوجود آمده است.نظیر آنچه در خصوص کاندیداتوری عبدالله نوری مطرح شد.تحکیمی ها بر این عقیده بودند که عبد الله نوری باید بیاید و کارگزاران و اصلاح طلبان باید بر روی این فرد اجماع کنند.آنها اجماع بر عبد الله نوری را تنها راهی میدانستند که رد صلاحیت او یا قبول صلاحیت او منجر به پیروزی تحکیم وحدت در انتخابات باشد.حتی اگر نامزد مورد علاقه آنها رای نیاورد.
سال 88 این پروژه بر روی عبد الله نوری عملی نشد اما بر روی میرحسین موسوی عملی شد.یعنی بنا بر این شده بود که اگر موسوی رای بیاورد ستاره دارها یا همان اعضای دفتر تحکیم وحدت از ناحیه موسوی قادر اند خود را به سیستم بقبولانند و اگر هم رای نیاورد بالاخره یک جنبش اجتماعی بوجود آمده است.این که تفکرات این گروه از کجا بوجود آمد و توسط چه کسی یا کسانی تغذیه شدند و به اینجا رسیدند مسئله مورد بحث نیست.اما همه اینها مسائلی هستند که مدارک آنها نزد برخی سیاسیون موجود است و حامیان پنهان تحکیم وحدت و کسانی که سعی در منزوی کردن سیستم بوسیله برخی اشخاص سیاسی که عمدتا در جبهه مجاهدین انقلاب اسلامی اردو زده اند همگی شناخته شده اند.همه این عوامل از جمله عوامل داخلی بودند که دست به دست هم دادند تا موجب برافروختن آتشی شوند که خودشان از آن بعنوان خشم نظام از اصلاحات یا انتقام نظام از اصلاحات نام بردند.برخی چهره های اصلاحات نظیر سید محمد خاتمی رییس جمهور اسبق کشور بر این باور است که اقدام غیر قانونی برخی اصلاح طلبان موجب خشم نظام در نهایت از هم گسستگی شیرازه اصلاحات گردید.البته این حقیقت واضح است که اصلاحات سال88 با اصلاحات سال 92 متفاوت است.رهبران و چهره های شاخص و معتبر آن ،افراد سابق نیستند.شاید تا قبل از سال 88 چهره هایی نظیر محمد خاتمی،مصطفی تاج زاده،بهزاد نبوی،سعید حجاریان،رمضان زاده،عبد الله نوری،مهدی کروبی از شاخص ترین رهبران اصلاحات بودند اما اکنون کسانی رهبران این گروه اصیل انقلابی هستند که به صراحت راهشان را از راه رهبران قبلی اصلاحات جدا کرده اند و این حکایت از این قضیه دارد که اصلاحات از هم پاشیده و نظام جدیدی در حال شکل گیری است که به موجب آن بسیاری از اشخاص خائن از این گروه ترد خواهند شد و اصلاحات قادر است ضمن رفع معایب خود دوباره به صحنه بازگردد.
آنچه در انتخابات سال 92 شاهد آن بودیم خبر از تغییر اسلوب و تولد دوباره حذب اصلاحات بود.انتخابات 92 نشان داد اصلاحات کنونی همچون کودکی است که نیاز به مراقبت شدید دارد و باید زمان بگذرد تا آمادگی لازم برای در دست گرفتن حکومت را پیدا کند و این تنها راه دوام و ادامه حیان این حزب است.سال 92 شاهد آن بودیم که محمد رضا عارف بعنوان چهره آشکار اصلاحات بطور علنی از ناحیه این گروه به میدان آمد و ترک میدان توسط محمد رضا عارف بعنوان یکی از رهبران جدید اصلاحات موجب جلب توجه حامیان اصلاحات به سمت حسن روحانی شد.این مسئله نشان از این دارد که اصلاحات به سمتی حرکت میکند که به اعتدال برسد و تنها در این صورت قادر است اداره حکومت را در دست گیرد.به نظر میرسد رهبران جدید اصلاحات نظیر مصطفی کواکبیان این حقیقت را در یافته اند نظارت بر روزنامه ها و مطبوعات و پرهیز از ارائه آزادی ناگهانی در مطبوعات نه تنها تاثیرات سوء بر تداوم راه این گروه ندارد بلکه زمینه رشد و نمو این حزب را فراهم می آورد.از طرفی باید در نظر داشت برخی رهبران اصلاحات دیگر اعتماد چندانی به رهبر معنوی خود ندارند.البته شاید در ظاهر به این رهبر معنوی اهمیت داده میشود اما در عمل به نظر میرسد برخی رهبران اصلاحات نظیر چهره اصلی این گروه یعنی آقای کواکبیان،تمایل چندانی به تعامل با مجمع روحانیون ندارند و راه پیشرفت را در استقلال میدانند که این مسئله خود نشان از حرکت این حزب انقلابی اصیل به سمت اعتدال میدهد.
بنابراین آنچه موجب انهدام شیرازه اصلاحات گردید همان عوامل داخلی فتنه 88 بود که به موجب آن تغییرات زیادی نه تنها در ساختار اصلاح طلبان بلکه در میان اصولگرایان نیز پدید آمد و تعدد اندیشه در جامعه سیاسی کشور رواج یافت.








متن توافق ژنو

مقدمه

هدف از این مذاکرات دست یافتن به راه‌حلی مورد توافق دوطرف، جامع و بلند مدت است که این اطمینان را به وجود می‌آورد که برنامه هسته‌ای ایران، منحصراً صلح‌آمیز است. ایران کراراً تصریح کرده است که تحت هیچ شرایطی در پی تولید تسلیحات هسته‌ای نخواهد بود. راه حل جامع مذکور مبتنی بر این اقدامات اولیه بوده و به یک گام نهایی منجر خواهد شد که دوره زمانی آن مورد توافق قرار گرفته و به رفع نگرانی‌ها می انجامد. این راه‌حل جامع ایران را قادر می‌سازد تحت مفاد مربوطه در معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (ان‌پی‌تی) و برابر با تعهداتی که این مفاد برای این کشور ایجاب می‌کند، از حق بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز برخوردار شود. این راه‌حل جامع، در برگیرنده یک برنامه غنی سازی مورد توافق دوطرف است، که با اِعمال محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز به منظور حصول اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز آن، همراه خواهد بود. این راه‌حل جامع، به مثابه مقوله‌ای یکپارچه است که در آن هیچ چیز مورد توافق نخواهد بود تا زمانی که در مورد همه چیز توافق صورت گیرد. این راه‌حل جامع، فرایندی دو‌سویه و گام به گام خواهد بود و منجر به برداشته شدن کامل همه تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل و نیز تحریم‌های چند جانبه و ملیی خواهد شد که بر برنامه هسته‌ای ایران وضع گردیده بود

ادامه مطلب ...