یادداشت های سیاسی

یادداشت های سیاسی

وبلاگ شخصی علی مستاجران
یادداشت های سیاسی

یادداشت های سیاسی

وبلاگ شخصی علی مستاجران

"اگر مجلس به سند برجام رای ندهد..."

بنابر آنچه در وین مورد تایید وزرای امور خارجه هفت کشور واقع گردید و آن را به نام سند برجام میشناسیم،قرار است این مفاد مورد توافق طی روزهای آینده در صحن سازمان ملل متحد برسی گردد که باید گفت به احتمال بسیار زیاد این سند توسط سازمان به تصویب خواهد رسید و مورد تایید این نهاد بین المملی قرار خواهد گرفت.در صورت تایید سند برجام،شورای امنیت موظف خواهد شد کلیه قطعنامه های صادره علیه ایران که شامل تحریم های بین المللی است لغو نماید.هرچند بندی از سند برجام بازگشت آن را امکان پذیر میسازد.با این حال این روند نیز در صورتی طی خواهد شد و به لغو تحریم های بین المللی خواهد انجامید که مفاد برجام در قوه مقننه ایران و کنگره امریکا به تصویب حداکثری برسد.برخی بر این باور اند که کنگره امریکا این سند را تصویب نخواهد کرد.این نیز طبیعی است که عدم تایید مفاد بیانیه وین در کنگره با وتو رییس جمهور این کشور مواجه خواهد شد.اکنون یک سوال در این مقطع مطرح میگردد.آیا رای منفی کنگره در مناسبات جهانی و در این مقطع حساس بیهوده است؟در جواب آن باید این مسئله را یادآور شویم که همچنان احتمال عدم تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی وجود دارد و با توجه به مفاد ضعیف این سند از جمله امکان بازگشت آسان تحریم ها این احتمال میرود که مجلس رای به عدم موافقت با برجام صادر نماید.
در این صورت رای منفی مجلس شورای اسلامی به این سند در مقابل رای منفی کنگره امریکا خواهد بود که میتواند مذاکرات را به شکست بکشاند یا در خوشبینانه ترین حالت باید گفت این مذاکرات علیرغم اختلافات شدید ادامه خواهد یافت.
عدم موافقت مجلس با اجرایی شدن برجام در کلی ترین صورت دو احتمال کلی را به همراه خواهد داشت:
1-باتوجه به تاکید کاخ سفید بر فلج موشکی ایران که به گفته سخنگوی کاخ سفید به مدد رژیم بازرسی ها صورت خواهد پذیرفت و افزایش کارشکنی امریکایی ها در صحنه رسانه و جنگ روانی باز هم به نظر میرسد تاکنون کنگره تحت تاثیر این عملیات روانی واقع نگردیده است.فروپاشی سیاسی امریکا امری است که از این رفتارهای غیر معقول دولتمردان امریکا استنباط میشود.این مسئله روشن است که امریکایی ها توافق هسته ای و مذاکرات هسته ای را به بازی گرفته اند و آن را دست مایه وصول به اغراض جزبی و شخصی خود قرار داده اند.اگر جمهوری خواهان با مذاکره امریکا و ایران مخالفت میکنند به آن جهت است که وصول به توافق میان ایران و دموکرات ها را یک آسیب سیاسی برای خود و حزب خود تلقی میکنند. امروز هر کسی که دوهفته رفتار امریکایی ها را مورد ارزیابی قرار دهد ایمان خواهد آورد که هدف جمهوری خواهان از تقابل به دولت ،تلاش برای محروم ساختن دموکرات ها از مذاکره با ایران است.باید به این مسئله توجه داشت که دموکرات ها راهی را آغاز کرده اند که تنها با یک توافق پایان خواهد پذیرفت.اما راه ایران به توافق ختم نخواهد شد و توافق نخواهد توانست نظام جمهوری اسلامی را از هدف خویش دور سازد.لذا به نظر می آید عدم حصول توافق میان ایرن و امریکا به منزله نابودی دموکرات ها خواهد بود چرا که آنها راهی را آغاز کردند که از ابتدا سرزنش های فراوانی را از ناحیه جمهوری خواهان و صهیونیست ها ها برایشان موجود بوده است.پیروزی جمهوری خواهان در این نزاع قطعا به معنی شکست قطعی مذاکرات و شکست دموکرات ها در انتخابات آینده خواهد بود.امریکایی ها تاکنون ثابت کرده اند که مبنای سیاست خارجی شان امنیت ملی امریکا نیست و مبنای این حرکت،اغراض گروهی و رقابت های حزبی آنهاست.
بنا به آنچه در فوق ذکر شد،امریکایی ها هیچگاه میز مذاکره را ترک نخواهند کرد و هچنان تلاش خود را برای حصول توافق بکار خواهند گرفت.به بیان دیگر امریکا عدم تصویب برجام در مجلس ایران را شکست مذاکرات تلقی نخواهد کرد و به مذاکره ادامه خواهد داد و به مقدار بسیاری حاضر خواهد بود عقب نشینی خود را تداوم بخشد و متن توافق نامه را بیش از پیش به خطوط قرمز ایران نزدیک سازد.حفظ خطوط قرمز به هیچ وجه ناممکن نخواهد بود و همواره باید وابستگی دموکرات ها به توافقنامه را مدنظر قرار داد و همچنین این جمله قدیمی را به یاد داشت که در مقابل امریکا یک قدم هم نباید عقب نشینی نمود و هر عقب نشینی از سوی امریکا نیز به معنای تسلیم نخواهد بود و همواره ممکن است نوعی عقب نشینی استراتژیک صورت گرفته باشد.
بنابر این احتمال قوی بر آن است که رای منفی کنگره در مقابل رای منفی مجلس قرار خواهد گرفت و باتوجه به اهمیت بسیار زیاد رای منفی مجلس ایران نسبت به اهمیت رای منفی کنگره امریکا،دموکرات ها مذاکره با ایران را از سر خواهند گرفت.
اما مطلب مورد توجه نکته ای است که در مقاله یک نویسنده ایرانی در دویلچه فارسی خواندم که او بر این عقیده بود که عدم تصویب سند برجام در ایران موجب بروز اختشاش خیابانی و فشارهای اجتماعی بر مجلس خواهد گشت که در این راستا لازم است این نکته را یادآور شویم که ملاک همان سیر قانونی است که باید در کشور طی شود و اگر مجلس رای خلاف منفعت ملی بدهد مقصر اصلی خواهد بود اما اگر رای مجلس مثبت یا نفی بر حسب منفعت ملی صادر شود باید با آگاهی رسانی عمومی نسبت به مفاد ضعیف سند برجام صورت گرفته باشد تا عذری برای کسی باقی نماند که به نظر میرسد صدا و سیما طی یکی دو روز اخیر این سیاست خود را تشدید کرده است و بیشتر به ابعاد ضعیف برجام میپردازد.به بیان دیگر چنانچه مجلس بخواهد رای منفی به برجام بدهد باید اذهان عمومی را آماده پذیرش حقیقت برجام نماید.
2-احتمال دوم آن است که در صورت عدم تصویب برجام در مجلس مذاکرات به شکست بکشد و کنگره در مقابل ایران دست به وضع تحریم دولتی بزند که همانطور که پیش از این وعده داده شده بود،طرح مجلس برای بازگشت غنی سازی به 20درصد و بیشتر در دستور کار مجلس قرار خواهد گرفت و دولت موظف به اجرای آن خواهد شد که این اقدام تقابلی با امریکا محسوب میگردد.همانگونه که از سخنان رییس جمهور پس از پایان مذاکرات در وین بر می آید،گزینه شکست همچنان در دستور کار دولت جمهوری اسلامی قرار دارد و دولت خود را آماده اعلام شکست در مذاکرات نموده است و هر لحظه ممکن است کارشکنی امریکا موجب شکست مذاکرات گردد.گرچه شکست مذاکرات به این سرعت بسیار بعید به نظر میرسد و پیش بینی میشود کارشکنی امریکا پس از توافق نهایی صورت پذیرد اما به هرحال توافق هسته ای که وقوع آن چندان به حال اقتصاد ایران تفاوتی نخواهد داشت در حال حاضر سرانجامی نامشخص را پیموده است.همانگونه که حصول توافق و حتی برداشته شد تحریم ها دردی از اقتصاد ایران دوا نخواهد کرد توافق هسته ای نیز سود چندانی برای ایران نخواهد داشت و آن را صرفا امری فرعی برای بازسازی اقتصاد ایران تلقی خواهیم کرد.

"اگر مجلس به سند برجام رای ندهد..."

بنابر آنچه در وین مورد تایید وزرای امور خارجه هفت کشور واقع گردید و آن را به نام سند برجام میشناسیم،قرار است این مفاد مورد توافق طی روزهای آینده در صحن سازمان ملل متحد برسی گردد که باید گفت به احتمال بسیار زیاد این سند توسط سازمان به تصویب خواهد رسید و مورد تایید این نهاد بین المملی قرار خواهد گرفت.در صورت تایید سند برجام،شورای امنیت موظف خواهد شد کلیه قطعنامه های صادره علیه ایران که شامل تحریم های بین المللی است لغو نماید.هرچند بندی از سند برجام بازگشت آن را امکان پذیر میسازد.با این حال این روند نیز در صورتی طی خواهد شد و به لغو تحریم های بین المللی خواهد انجامید که مفاد برجام در قوه مقننه ایران و کنگره امریکا به تصویب حداکثری برسد.برخی بر این باور اند که کنگره امریکا این سند را تصویب نخواهد کرد.این نیز طبیعی است که عدم تایید مفاد بیانیه وین در کنگره با وتو رییس جمهور این کشور مواجه خواهد شد.اکنون یک سوال در این مقطع مطرح میگردد.آیا رای منفی کنگره در مناسبات جهانی و در این مقطع حساس بیهوده است؟در جواب آن باید این مسئله را یادآور شویم که همچنان احتمال عدم تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی وجود دارد و با توجه به مفاد ضعیف این سند از جمله امکان بازگشت آسان تحریم ها این احتمال میرود که مجلس رای به عدم موافقت با برجام صادر نماید.
در این صورت رای منفی مجلس شورای اسلامی به این سند در مقابل رای منفی کنگره امریکا خواهد بود که میتواند مذاکرات را به شکست بکشاند یا در خوشبینانه ترین حالت باید گفت این مذاکرات علیرغم اختلافات شدید ادامه خواهد یافت.
عدم موافقت مجلس با اجرایی شدن برجام در کلی ترین صورت دو احتمال کلی را به همراه خواهد داشت:
1-باتوجه به تاکید کاخ سفید بر فلج موشکی ایران که به گفته سخنگوی کاخ سفید به مدد رژیم بازرسی ها صورت خواهد پذیرفت و افزایش کارشکنی امریکایی ها در صحنه رسانه و جنگ روانی باز هم به نظر میرسد تاکنون کنگره تحت تاثیر این عملیات روانی واقع نگردیده است.فروپاشی سیاسی امریکا امری است که از این رفتارهای غیر معقول دولتمردان امریکا استنباط میشود.این مسئله روشن است که امریکایی ها توافق هسته ای و مذاکرات هسته ای را به بازی گرفته اند و آن را دست مایه وصول به اغراض جزبی و شخصی خود قرار داده اند.اگر جمهوری خواهان با مذاکره امریکا و ایران مخالفت میکنند به آن جهت است که وصول به توافق میان ایران و دموکرات ها را یک آسیب سیاسی برای خود و حزب خود تلقی میکنند. امروز هر کسی که دوهفته رفتار امریکایی ها را مورد ارزیابی قرار دهد ایمان خواهد آورد که هدف جمهوری خواهان از تقابل به دولت ،تلاش برای محروم ساختن دموکرات ها از مذاکره با ایران است.باید به این مسئله توجه داشت که دموکرات ها راهی را آغاز کرده اند که تنها با یک توافق پایان خواهد پذیرفت.اما راه ایران به توافق ختم نخواهد شد و توافق نخواهد توانست نظام جمهوری اسلامی را از هدف خویش دور سازد.لذا به نظر می آید عدم حصول توافق میان ایرن و امریکا به منزله نابودی دموکرات ها خواهد بود چرا که آنها راهی را آغاز کردند که از ابتدا سرزنش های فراوانی را از ناحیه جمهوری خواهان و صهیونیست ها ها برایشان موجود بوده است.پیروزی جمهوری خواهان در این نزاع قطعا به معنی شکست قطعی مذاکرات و شکست دموکرات ها در انتخابات آینده خواهد بود.امریکایی ها تاکنون ثابت کرده اند که مبنای سیاست خارجی شان امنیت ملی امریکا نیست و مبنای این حرکت،اغراض گروهی و رقابت های حزبی آنهاست.
بنا به آنچه در فوق ذکر شد،امریکایی ها هیچگاه میز مذاکره را ترک نخواهند کرد و هچنان تلاش خود را برای حصول توافق بکار خواهند گرفت.به بیان دیگر امریکا عدم تصویب برجام در مجلس ایران را شکست مذاکرات تلقی نخواهد کرد و به مذاکره ادامه خواهد داد و به مقدار بسیاری حاضر خواهد بود عقب نشینی خود را تداوم بخشد و متن توافق نامه را بیش از پیش به خطوط قرمز ایران نزدیک سازد.حفظ خطوط قرمز به هیچ وجه ناممکن نخواهد بود و همواره باید وابستگی دموکرات ها به توافقنامه را مدنظر قرار داد و همچنین این جمله قدیمی را به یاد داشت که در مقابل امریکا یک قدم هم نباید عقب نشینی نمود و هر عقب نشینی از سوی امریکا نیز به معنای تسلیم نخواهد بود و همواره ممکن است نوعی عقب نشینی استراتژیک صورت گرفته باشد.
بنابر این احتمال قوی بر آن است که رای منفی کنگره در مقابل رای منفی مجلس قرار خواهد گرفت و باتوجه به اهمیت بسیار زیاد رای منفی مجلس ایران نسبت به اهمیت رای منفی کنگره امریکا،دموکرات ها مذاکره با ایران را از سر خواهند گرفت.
اما مطلب مورد توجه نکته ای است که در مقاله یک نویسنده ایرانی در دویلچه فارسی خواندم که او بر این عقیده بود که عدم تصویب سند برجام در ایران موجب بروز اختشاش خیابانی و فشارهای اجتماعی بر مجلس خواهد گشت که در این راستا لازم است این نکته را یادآور شویم که ملاک همان سیر قانونی است که باید در کشور طی شود و اگر مجلس رای خلاف منفعت ملی بدهد مقصر اصلی خواهد بود اما اگر رای مجلس مثبت یا نفی بر حسب منفعت ملی صادر شود باید با آگاهی رسانی عمومی نسبت به مفاد ضعیف سند برجام صورت گرفته باشد تا عذری برای کسی باقی نماند که به نظر میرسد صدا و سیما طی یکی دو روز اخیر این سیاست خود را تشدید کرده است و بیشتر به ابعاد ضعیف برجام میپردازد.به بیان دیگر چنانچه مجلس بخواهد رای منفی به برجام بدهد باید اذهان عمومی را آماده پذیرش حقیقت برجام نماید.
2-احتمال دوم آن است که در صورت عدم تصویب برجام در مجلس مذاکرات به شکست بکشد و کنگره در مقابل ایران دست به وضع تحریم دولتی بزند که همانطور که پیش از این وعده داده شده بود،طرح مجلس برای بازگشت غنی سازی به 20درصد و بیشتر در دستور کار مجلس قرار خواهد گرفت و دولت موظف به اجرای آن خواهد شد که این اقدام تقابلی با امریکا محسوب میگردد.همانگونه که از سخنان رییس جمهور پس از پایان مذاکرات در وین بر می آید،گزینه شکست همچنان در دستور کار دولت جمهوری اسلامی قرار دارد و دولت خود را آماده اعلام شکست در مذاکرات نموده است و هر لحظه ممکن است کارشکنی امریکا موجب شکست مذاکرات گردد.گرچه شکست مذاکرات به این سرعت بسیار بعید به نظر میرسد و پیش بینی میشود کارشکنی امریکا پس از توافق نهایی صورت پذیرد اما به هرحال توافق هسته ای که وقوع آن چندان به حال اقتصاد ایران تفاوتی نخواهد داشت در حال حاضر سرانجامی نامشخص را پیموده است.همانگونه که حصول توافق و حتی برداشته شد تحریم ها دردی از اقتصاد ایران دوا نخواهد کرد توافق هسته ای نیز سود چندانی برای ایران نخواهد داشت و آن را صرفا امری فرعی برای بازسازی اقتصاد ایران تلقی خواهیم کرد.

بازخوانی دلایل بروز جنگ اول خلیج فارس

تصمیم گرفتیم در قالب دو مقاله با موضوع جنگ خلیج فارس،دلایل و وقایع میان جنگ اول و دوم خلیج فارس را بازخوانی نماییم.

از زمان آغاز جنگ ایران و عراق تا پایان جنگ 8 ساله،چهره صدام حسین در نشریات امریکایی سیمایی خشن به خود نگرفت و او تنها بعنوان رهبر حزب بعث عراق شناخته میشد که به رغم معاهده نظامی با امریکا مورد حمایت این کشور قرار گرفته است.اما پس از جنگ ایران و عراق،صدام شکست خورده که عامل اتلاف سرمایه و نیروی عراق را در جنگ،دولت ایالات متحده میدانست مورد توجه امریکایی ها قرار گرفت و از این لحظه بود که اظهارات صدام،اسراییل را به وحشت انداخت.البته در روزهای ابتدایی پایان جنگ،صدام به سراحت موضع خود در قبال امریکا را بیان نمیساخت اما به مرور زمان مواضع صدام حسین با مواضع ایالات متحده در منطقه در تقابل قرار گرفت و امنیت عراق نیز امنیت اسراییل را به خطر انداخت.

این در حالی بود که در سراسر دوران جنگ ایران و عراق چهره مخدوشی از رهبر حزب بعث عراق نشان داده نمیشد.اما لازم به ذکر است که گرچه هدف از جنگ برای صدام دسترسی به منافع نفتی شمرده میشد اما امریکایی ها به دنبال اغراض سیاسی خود میگشتند و در این راه عراق را به باتلاقی که خود جرعت پاگذاشتن به آن را نداشتند فرود آوردند که نتیجه آن فرورفتن عراق در باتلاق جنگ بود.

پس از جنگ اوضاع اجتماعی و معیشتی عراق به وضعی فلاکت بار در آمد.هزینه های جنگ،عراق را به کشوری بدهکار و مفلوک مبدل ساخته بود.خصاراتی که صدام حسین به کشورش وارد آورد خصاراتی بود که جبران آن نیازمند حداقل 20 سال زمان بود.اما پایان جنگ ایران و عراق مقارن با کشمکش عراق با کشور ثروتمند کویت بود.کویت که در جنگ از هیچ کمکی به ارتش عراق خودداری نکرده بود پس از امضای 598 پول خود را از عراق طلب کرد و عراق که توان این بدهی سنگین را به کویت از این کشور تقاضای بخشش بدهی نمود و کویت از پذیرش این پیشنهاد خودداری کرد.

جنگی که عراق در خاک ایران به پیش برد و موجب خصارات فر اوان به هر دو کشور گردید با همکاری سایر دول عربی صورت گرفت و قطعا در صورت پیروزی صدام حسین،کشورهای عربی غنایم جنگ را مطابق سهم خود از عراق طلب میکردند. صدام حسین نیز بر این باور بود که چون جنگ او با ایران موجب افزایش بهای نفت و سود کلان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بوده است دولت های عربی باید بدهی خود را به این کشور ببخشند.

اما شکست صدام،کشورهای عربی را به عقب بازگرداند.جنگی که دول عربی با حمایت امریکا و اسراییل با ابزار کشور عراق به مدت 8 سال و فرسایشی به پیش بردند در آن روزها به مایه پشیمانی آنها مبدل گشت و هرکدام سعی در تبرعه خود از همکاری با صدام را داشتند.

کویت نیز در این راستا راه خود را از صدام جدا کرد و حاضر به عفو بدهی خود به عراق نگردید.صدام که راهی برای ای بحران نیافت سعی کرد تا با حمایت دوستان قدیم خود که در جنگ با ایران از او مایت کردند بهای نفت را افزایش دهد.طرح صدام حسین برای این اقدام این بود که چنانچه کشورهای تولید کننده نفت،استخراج و تولید نفت را کاهش دهند،بهای نفت افایش خواهد یافت.بهای نفت برای عراق از اهمیت زیادی برخوردار بود و به این واسطه سود کلانی نصیب صدام میشد و او میتوانست بخشی از خصارات جنگ را جبران نماید.اما این بار کویت در اپک،مقابل عراق قرار گرفت و پیشگام کشورهای عربی در مخالفت با طرح عراق مبنی بر کاهش تولید نفت شد.

آهنگ جنگ از آنجایی به گوش رسید که صدام همانگونه که پیش از جنگ با ایران مخالفت خود را با خطوط مرزی ایران و عراق نشان داده بود این بار مخالفت خود را با خطوط مرزی با کویت نشان داد و مدعی شد که منطقه مورد اختلاف با کویت که از پیش از این بعنوان یک منطقه مورد اختلاف شناخته میشده است عراق را از دریا جدا میکند.

گرچه تحرکات سیاسی کویت و تقابل سیاسی کویت با عراق در کویت و هم در سازمان ملل و هم در مذاکرات دو جانبه به جهت تصویه بدهی عراق به کویت عامل نفرت صدام از این کشور گردیده بود اما آتش جنگ از زمانی افروخته شد که کویت اقدام به حفر چاه در منطقه مورد اختلاف با عراق نمود.صدام در حالی ماشه تصرف کویت را به عقب کشید که سفیر امریکا در دیدار با او اعلام کرده بود که امریکا در مقابل اخلاف مرزی کیت با عراق بی طرف است و همچنین پس از آن امریکا رسما خود را بی طرف خواند.

اما پس از تصرف کویت و اقدامات ضد اسراییلی و ضد امریکایی صدام،امریکا سکوت خود را شکست و جنگ خلیج فارس با هدف به عقب راندن صدام از کشوری که امریکا پیش از این در رابطه با آن به صدام قول بی طرفی داده بود با بهانه حفاظت از یک هم پیمان آغاز نمود.

"مقاله/جامعه مدنی،تناقض فاحش گفتمان اصلاحات"

"مقاله/جامعه مدنی،تناقض فاحش گفتمان اصلاحات"

اساس نظریه جامعه مدنی توسط جاک کین در انگلستان پایه گذاری شده است و درواقع نظریه پرداز اصلی آن یک انگلیسی است.اما اصطلاح جامعه مدنی در ایران پیشینه ای متفاوت دارد.اکنون سوال این جاست که چگونه میشود که همین نظریه پس از این که توسط سید محمد خاتمی رییس جمهوری اسلامی ایران مطرح میگردد همچون ندای شیپور،جهانگیر شده و نام خاتمی با این نظریه همراه میگردد؟در مقاله ای در تشریح پروژه مارک پالمر چنین خواندم که معاون رییس سازمان سیا در کتابش میگوید که در دوران خاتمی و در بحبوحه سفر جان کین به ایران امریکا طرحی را دنبال مینمود که به موجب آن به وسیله جریانی که از دوم خرداد به طور رسمی وارد صحنه سیاست و مطبوعات ایران شده بود تا سال 2010 تشیع در ایران براندازی میشد و انقلاب اسلامی پس از 30 سال شکست بزرگی را تجربه میکرد.

این نکته نیز در ابتدای امر مهم تلقی میشود که سفر جان کین به ایران در شرایطی صورت گرفت که حملات پی در پی حلقه کیان با ابزار نشریات جامعه و توس که هر دو زاییده کیان بودند و حمله روزنامه های زنجیره ای و جریان هایی مترود نظام که پیش از این اسلحه به دست از کشور گریخته بودند و در آن عصر به ایران بازگشته بودند به مبانی اسلامی و دینی شدت گرفته بود.با این حال سفر جان کین به ایران با دیدار دو جانبه او با آیت الله موسوی اردبیلی و مذاکرات او با مشاوران رییس جمهور و گفت و گو با اعضای حلقه کیان همراه بود که نتوانستم جزئیاتی از این مذاکرات بدست آورم و به نظر میرسد تاکنون چیزی از آن منتشر نشده باشد.

ماه ها پس از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری 76،شاهد طراحی نظریه ای جامعه شناختی از طرف رهبر این جریان یعنی رییس جمهور خاتمی بودیم.البته این نظریه در دوران های پیشین به گونه ای دیگر و از طرف اشخاصی دیگر نیز مطرح شده بود.این در حالی بود که نظریه پردازان اصلی انقلاب،جامعه نمونه اسلامی را نمونه اعلای جامعه بعنوان یک آرمان اجتماعی معرفی میکردند.در آن سالهای ابتدایی انقلاب شاهد نظریه جامعه نمونه اسلامی از ناحیه شخص امام خمینی رحمت الله علیه و آیت الله مطهری رضوان الله تعالی و شهید بهشتی رحمه الله نفسه ذکیه مطرح شد.

با این حال این جریان به مرور رو به سردی گرایید و پس از مطرح شدن نظریه جامعه مدنی توسط جریان های متولد مجمع روجانیون و گروه های اصلاح طلب،بار دیگر در مقابل جامعه مدنی مطرح شد.

مقام معظم رهبری نیز سعی داشتند آنچه سید محمد خاتمی تحت عنوان جامعه مدنی مطرح نموده است را با نام مبارک اسلام قرین سازند تا مورد سوء استفاده افکار سکولار قرار نگیرد و جامعه مدنی اسلامی به جامعه سکولار غربی مبدل نگردد.با این حال جامعه مدنی،همچنان توسط برخی چهره های نوگرا و تازه به دوران رسیده مطرح میشد.لازم است این مسئله را ذکر کنیم که تشریح هر نظریه باید توسط نظریه پرداز آن مطرح گردد.

آنچه سید محمد خاتمی در تشریح نظریه جامعه مدنی بیان میکند گویای آن است که او به دنبال جامعه نبوی و جامعه نمونه اسلامی بوده است گرچه برخی تازه به دوران رسیده ها سعی کرند جامعه مدنی را همان جامعه مورد نظر هاورماست معرفی نمایند.در آن زمان و در شرایط حاکمیت روشن فکران بر دانشگاه ها این اختلاف نظر میان نظریه پرداز یک نظریه و حامیان این نظریه نشان از توطعه ای خطرناک میداد.محمد خاتمی در یکی از سخنرانی های خود پس از تبیین ابعاد حکومت پیامبر اسلام و بیان قانون انتقاد آزاد امت از مسئولین به بیان نظریه جامعه مدنی میپردازد و این خود نشان از روح مقدس موجود در بطن این ایدئولوژی است.اما چگونه میشود که جامعه مدنی به جامعه سکولار هاورماست مبدل میشود؟

اکنون سوال ما این است که مدنیتی که نظریه پردازان اصلی اصلاحات به دنبال آن بودند کدام مدنیت است؟مدنیت غربی یا مدنیت اسلامی؟!

تناقض میان سخنان رهبر جریان اصلاحات و عملکرد این جریان نشان از این داشت که اصلاحات صرفا یک جریان با یک هدف خاص نبود بلکه جریان های گوناگونی بود که با اهداف گوناگون به دور هم گرد آمده بودند تا از فضای باز بوجود آمده پس از سالها خفقان رسانه ای دوران سازندگی در جهت وصول به اهداف خود بهره برداری نمایند.درواقع در دوران حاکمیت اصلاح طلبان حرکتی را شاهد بودیم که باید هدف آن را خود اصلاحات بدانیم،اصلاحاتی که در این عصر برخی به دنبال آن بودند اصلاحاتی بود که بطور مداوم از غرب به شرق ترجمه میشد.

مبنای این حرکت فکری و فرهنگی و سیاسی بوجود آمده در ایران،درواقع همان اصول و مبادی جامعه مدنی مورد استقبال یورگن هاورماست بود،حال چه محمد خاتمی با این روند موافق میکرد و خواه مخالفت اما بالاخره این جریان راه خود را با هدف رخنه فرهنگی و در نهایت انفجار از درون تداوم میبخشید و تنها عاملی که میتوانست این رخنه در دین را متوقف سازد قدرت مشترک ملت و رهبری تلقی میشد.به دنبال این جریان فرهنگی،شعار آزادی به شعار دموکراسی تغییر جهت یافت و انقلابی گری برخی مسئولین به لیبرالیسم متغیر شد که نمونه بارز آن سخنان اعضای حزب کارگذاران است که به صراحت اعلام میدارند که ما لیبرال دموکرات های مسلمان هستیم.این در حالی بود که افرادی که خود را لیبرال دموکرات مسلمان میدانستند خود را با وقاحت تمام به خط اما مرتبط میساختند و در تلاش بودند تا به واسطه خط امام خود را در صحنه سیاست و اجتماع حفظ نمایند.

اکنون به موضوع اصلی باز میگردیم و نمونه هایی را از آنچه نظریه پردازان جامعه مدنی بیان کرده اند را ذکر خواهیم کرد.این ها تنها بخشی از دیدگاه های رهبران فکری جریان تجدید نظر طلب است که توانستیم به آن دسترسی یابیم و نمونه های بسیار زیادی نیز وجود دارد که مجال بحث در این مقاله را نمیدهد.عبدالکریم سروش در نظریات خود در خصوص جامعه مدنی،این امر را در جهت محدود سازی حکومت ها میداند و از نظر او مدنیت ،همان است که یک جامعه به دنبال آن است تا با ابزار رسانه و مطبوعات حکومت ها را محدود نماید.این شخص در جایی دیگر مدنیت را در شرایط عدم پذیرش پلورالیسم توسط دین در مقابل مذهب قرار میدهد.این نکته نیز قابل توجه است که سروش در مصاحبه با نشریه امریکایی در آن دوران مدعی شد که خاتمی به او اجازه داده است تا به همران تیم مورد حمایت خود در دانشگاه ها به نقض و ترد برخی مبانی دینی و اسلامی بپردازد تا زمینه پیاده سازی جامعه مدنی فراهم گردد.سخنان سروش در مصاحبه با این نشریه، خبر از ظهور یک ناتو فرهنگی با هدف براندازی نظام اسلامی در آن دوران میداد.یعنی درواقع همان خطری که مقام معظم رهبری بعنوان بالاترین درجه تهاجم فرهنگی آن نام برده اند.

اکبر گنجی نیز جامعه مدنی را جامعه ای میداند که رفتار اجتماعی بر مبنای فردگرایی شکل گرفته باشد و افراد و احزاب در پی یافتن منافع شخصی خود باشند.که از این اندیشه گنجی اینگونه بر می آید که جامعه ای که او به دنبال آن است همان جامعه غیر پاسخگو و هرج و مرج طلب دوران سازندگی است و حتی مولفه های شدید تر و بی قانون تر نیز میتوان برای آن تصور کرد. گنجی بر این عقیده است که دولت هیچگاه حق دخالت در جامعه مدنی را ندارد و رهبران اصلی جامعه مدنی خود مردم هستند.سخنان این فرد دقیقا مغایر جامعه مدنی مدنظر محمد خاتمی است و اینگونه به نظر میرسد که جامعه مدنی،به رغم برخوردار نبودن از عنوان اسلامی مورد تحریف و مورد سوء استفاده بد خواهان قرار گرفته است.

در بخشی از سخنرانی اکبر گنجی درمی یابیم که او بر این تصور است که جامعه مدنی همان جامعه لیبرالی است گرچه من تاکنون چنین واژه ای با این عنوان از این فرد نیافته ام اما از آنجا که او بر این عقیده است که دولت نباید در رفتار و لباس پوشیدن افراد جامعه دخالتی داشته باشد اینگونه تصور میشود که اکبر گنجی به دنبال جامعه ای لیبرالی است.دقیقا مشابه همین اظهارات را میتوانیم در مقاله دقدغه های حکومت دینی نوشته محسن کدیور مشاهده نماییم که عین اباحیت و لیبرالیسم است.

گرچه این روند پنهانی مدتها ادامه داشت اما پس از گذشت سالها واژه لیبرالیسم عینا بر سر زبانها افتاد و جامعه مدنی با تفسیری دیگر مطرح شد.تفسیری که حتی پوشش دینی هم به خود نگرفت و به مرور از محدوده کنترل نظریه پرداز اصلی آن خارج شد.البته این سخن در شرایطی صحیح است که در خوش بینانه ترین حالت هدف قلبی محمد خاتمی را از مطرح ساختن جامعه مدنی،وصول به اهداف جامعه نبوی باشد که خلاف آن باتوجه به شخصیت غرب زده خاتمی چندان هم مورد نقض نیست.

باتوجه به مباحث مطرح شده اکنون چگونه میتوانیم لیبرال دموکرات های مسلمان را در خط امام قرار دهیم؟با آنکه حتی یک بار واژه جامعه مدنی در صحیفه امام استفاده نشده است و دموکراسی نیز در کلام امام در معنای سرزنش بکار رفته است جالب است بدانیم امام واژه آزادی را مقدس نامیده است نه واژه دموکراسی!!

و از آن مهمتر امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در وصف شهیدان راه خدا می فرمایند آنها برای اسلام کشته شدند و نه برای جمهوری!! که از این کلام ،درک متعالی و بینش جهانی و فرا منطقه ای امام رحمت الله علیه برایمان روشن میگردد.

نتیجه گیری:با توجه به مباحث مطرح شده،باید جامعه مدنی را بنابر تعریف تحلیلگران آن،همان جامعه سکولار غرب دانست که این خود ناقض اصلاحات است.تبدیل جامعه اسلامی به جامعه مدنی(سکولار)جز با تحول زیربنا ها محقق نمیگردد.در حالی که اصلاحات چه از نظر اسلام و چه از نظر علوم سیاسی غرب تحول روبناست نه تغییر زیربنا.به بیان دیگر تعریف مشترک اسلام و غرب از اصلاحات به این صورت است:تغییر روبناها با هدف استحکام زیربنا.که این تعریف با تبدیل جامعه اسلامی به جامعه مدنی(سکولار)متناقض است اما چنانچه هدف اصلاحات را تبدیل جامعه اسلامی به جامعه نمونه اسلامی بیان نماییم،تعریف این واژه در هدف خود صادق است.بنابراین روند اصلاحاتی وارد کشور ما شد با غایت آن تضاد اساسی دارد که از آن بعنوان تناقض اصلاحات نام میبریم.

مقاله/بازخوانی مولفه های تقابل جریان تکنوکراسیسم با مبانی انقلاب در دولت سازندگی

مقاله/بازخوانی مولفه های تقابل جریان تکنوکراسیسم با مبانی انقلاب در دولت سازندگی

آغاز پروژه تحریف آرمان های عالی انقلاب را باید در رهیافت های فکری پس از رحلت امام خمینی رحمت الله علیه بازخوانی نمود.گرچه به اعتقاد برخی اساس این پروژه از سالهای پایانی جنگ کلید خورده است اما آغاز رسمی آن را باید پس از رحلت امام رحمت الله علیه دانست.

با فوت امام خمینی و با بروز اکتویته فعال سازمان مجاهدین و لیبرال ها در کشور که در ظاهر تقابل فکری با یکدیگر داشتند،گذار از آرمان های انقلاب و امام بصورت آرام و خزنده دنبال شد.این اهداف در قالب های ذیل تقسیم بندی شده است:

رها سازی جریان فرهنگی:ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی و توجه شخص رییس جمهور به بازسازی آسیب های جنگ و تعمیر زیرساخت های کشور برای استحکام اقتصاد موجب گردید که طرح توسعه اقتصادی در هیات دولت مطرح گردد و این سیاست بعنوان سیاست اصلی دولت دنبال شود.توجه دولت به مسایل اقتصادی موجب گردید جریان فرهنگی به حال خود رها شود و فرد متزلزلی به نام سید محمد خاتمی رهبری مسیر فرهنگ را بر عهده گیرد که او نیز تحت تاثیر مشاوران غرب زده خود قرار گرفته بود.این چهره فرهنگی به قدری در مقابل 9 مشاور خود متزلزل و نا آرام بود که وزارت خانه فرهنگ و ارشاد را اصطلاحا دارای 9 وزیر و یک مشاور میدانستند و آن 9 نفر غالب کسانی بودند که دیروز یاران و دوستان شفیق خاتمی شمرده میشدند و امروز به جرم کودتا و به خطر انداختن امنیت ملی غالبا در زندان به سر میبرند. کلیه این اقدام ها موجب گردید شرایط فرهنگی برای پیاده سازی طرح های شوم بعدی محیا گردد.این در حالی بود که تذکرات مکرر رهبری در خصوص خطر تهاجم فرهنگی نادیده گرفته میشد و همچنین مورد بی اعتنایی و گاهی توهین مسئولین مربوطه قرار میگرفت تا جایی که سید محمد خاتمی وزیر ارشاد وقت بطور علنی تعامل فرهنگی را در مقابل کلام رهبری مبنی بر تهاجم فرهنگی مطرح نمود.

بازگشت مخالفین فراری دهه 60 به کشور:عده ای وابستگان به سلطنت طلبان و غرب زده ها و شرق زده های مارکسیست که همگی در دهه 60 اسلحه به دست به دامان غرب پناهنده شده بودند در دوران سازندگی به کشور بازگشتند.تا جایی که محجوب ضد انقلاب فراری مورد تجلیل و استقبال مهاجرانی معاون رییس جمهور وقت قرار گرفت و در ایران اقدام به فعالیت های فرهنگی و مقاله نویسی نمود.همه اینها زمینه ای بود تا شرایط را به گونه ای رقم بزند تا بستر فرهنگ برای زراعت محصول یک توطعه فرهنگی حاصل خیز گردد.

تکنوکراتیزه کردن اقصاد ایران:التزام بسیار دولت سازندگی به توسعه کشور و تعمیر زیربنا ها منجر به تصویب طرح توسعه اقتصادی گردید و این دیدگاه در میان غشری از مدیران ایجاد گشت که باید کلیه مولفه های سیستم ربا و نو کینزی در کشور پیاده گردد و کلیه توصیه های بانک جهانی در اقتصاد کشور اجرایی شود که این خود به منزله دوری جستن از سیستم اقتصاد اسلامی است.تقرب اقتصاد ایران به اقتصاد امریکا تاثیر خود را در بلند مدت نشان داد و مشکلات اقتصادی فراوان به دنبال ضعف دلار در جهان صحنه اقتصادی ایران را نیز متغیر ساخت.البته تورم 49 درصدی از پیامد های کوتاه مدت این تفکر در کوتاه مدت است.تا جایی که مرحوم نوربخش در بخشی از سخنان خود میگوید که عده ای باید زیر چرخ توسعه خرد شوند تا توسعه اقتصادی محقق گردد.این حرف در شرایطی گفته شد که آرمان های امام و انقلاب هنوز در این کشور جاری بود و این خود نمونه بارز عدالت گریزی و دوری از آرمان های امام راحل است.

موارد تقابل و زمینه سازی برای یک تحول بزرگ فرهنگی و ورود اصلاحات امریکایی به کشور در این دوره فراهم آمد و نمونه های فراوانی از این پروژه وجود دارد که در این متن تنها گوشه از آن را بطور خلاصه بیان نمودیم که شامل سه مورد مهم فوق میباشد.